اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۹

0
فقه
نسخه عربی

جلسه ۱۹

3
  • در اینجا این روایت برای ما بیان می‌کند که ضلال و عُتوّ در آنجائی است که کلام حق را شنیده و محکوم شده و نتوانسته جواب بدهد و بعد باز به دنبال مطلب خودش رفته و خلاصه سر پیچی کرده. البته خب از نقطۀ نظر تبعات چرا حضرت نگفتند حالا این را بکشید و چکار بکنید، [علت این که چرا حضرت] این حرف را نزدند، اینها خب مسائلی است که بعد باید ذکر بشود، در آن اموری که مترتب بر ارتداد است. این یک روایت.

  • روایت دیگر، روایت سفیان ثوری است که این روایت هم در اصول کافی، جلد اول است، منتهی شما [بررسی کنید ببینید صفحۀ چند است؟] من دیگر [جدیداً] نگاه نکردم[اصول کافی را] بلکه از محفوظاتم استفاده کردم، ولی مسلّم می‌دانم که در جلد اول هست. سفیان ثوری از افرادی بود که در مقابل امام علیه السلام ایستاد و مردم را به دور خودش مجتمع کرد و با امام مباحثاتی کرد و در هر مورد، امام علیه السلام او را محکومش کرد تا اینکه در حج آمد و با امام باقر یا امام صادق علیهما السلام ملاقات کرد، شبهه از من است، در مسجد الحرام ملاقات کرد و حضرت سوار بر حمار و مرکب شده بودند و می‌خواستند از مسجد بیایند بیرون و بیایند به طرف منزلشان، در آنجا آمد و به حضرت عرض کرد یا ابن رسول اللَه آن خطبۀ پیغمبر را در حجة الوداع برای من بیان کنید، حضرت فرمودند الان من کار دارم و می‌خواهم بروم، بعد برای تو می‌گویم، گفت نه، تو را به حق جدّت، تو را به حق قرابت بر جدّت، پدر سوخته‌ها چه آدمهایی هم بودند، واقعاً آدم می‌بیند...! کلام را از امام علیه السلام می‌گرفتند و به اسم خودش می‌رفتند برای خودشان دکان و دستگاه درست می‌کردند، حجره راه می‌انداختند و دعوی داشتند! حضرت فرمود که پیغمبر در حجة الوداع در منی، خطبه‌ای که خواندند این است که: