جلسه ۱۹
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
اول آن روایتی که آقای وحیدنیا موردش را پیدا کرده بودند[بیان می کنیم:]
روایت علی بن ابراهیم است عن ابی عن ابن ابی نجران عن عاصم بن حمید عن منصور بن حازم قال قلت لابی عبداللَه السلام ما بالی اسئلک عن المسأله فتجیبنی فیها بالجواب ثمّ یجیئک غیری فتجیبه فیها بجواب آخر. فقالَ انا نجیب الناس علی الزیادة و النقصان قال قلت فاخبرنی ان اصحاب رسول اللَه صدقوا علی محمد ان کذبوا قال بل صدقوا قال قلت فما بالهم اختلفوا و قال ما تعلم ان رجل کان یأتی رسول اللَه... فیجیب فیها بالجواب ثم یجیبه بعد ذلک ما ینسخ بذلک الجواب فنسخة الاحادیث بعضها بعضاً. این مربوط به آن روایتی بود که عرض کردم که بما نحن فیه خیلی کاری ندارد و فقط منظور دال بر این بود که روایات مختلف هستند بر اساس زیاده و نقصان، امام علیه السلام با افراد صحبت میکنند.
یکی از روایاتی که در اینجا مورد استدلال قرار میگیرد و بواسطۀ این، ما دیگر بحث روایات را کنار میگذاریم، از فراد انشاءاللَه وارد بحث دیگری میشویم گرچه فقط از باب ارائۀ بعضی از ادلّه ما خواستیم بیان بکنیم نسبت به خصوص این مطلب که اگر ارائۀ مطلب و وصول به یک مطلبی از روی عناد و قصد و عمد نباشد، شارع عقابی را مترتب بر این مطلب نمیکند.
یک روایت...
سؤال: حتی کفر را هم میگیرد
جواب: حتی کفر را هم میگیرد، هیچ فرقی نمی کند
سؤال: یعنی اگر کسی کافر هم بمیرد بدون عناد، مشکلی ندارد
جواب: نه خیر، مشکلی ندارد. و آیاتی که دارد که إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ... ﴿النساء، ٤٨﴾ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ لِمَنْ يَشٰاءُ... ﴿النساء، ١١٦﴾ اینها همه برگشتش به عناد هست و همۀ اینها انصراف به عناد و غرض و این حرفها دارد. اما کافری که روی اصول خودش، روی اصول فطری خودش انفاق میکند، جود دارد، بخشش دارد، راست میگوید، صدق دارد، حسن امانت دارد، فلان دارد، اما حالا پیغمبر را نمیداند، این جزو مستضعفین است دیگر.

