جلسه ۱۸
6سؤال: مستند به سمع است...
جواب: بالاخره آن شخصی که میآید مرتد میشود ادلهای را برای رفع [این حکم ضروری] دارد.
سؤال: بحث عقلی است
جواب: عقلی باشد. خب میآید با ادلهی عقلی روایت را تخصیص میزند، کاری ندارد. ما مگر نداریم که...؟ فرض کنید یک روایتی از امام آمد که این روایت با دلیل عقلی مخالف بود، روایت امام را تخصیص میزنیم. اگر قرار باشد بر اینکه ما بیاییم همین روایت امام را با یک دلیل عقلی که پیش ما حجت است تخصیص بزنیم و این موجب انکار ضروریی از ضروریات دین شود، این ارتداد نیست.
سؤال: یعنی ما باید به روایت توسعه بدهیم در خود روایت که این روایت فقط در سمعیات نیست در عقلیات هم هست. یعنی ما دلیل بیاوریم از سمعیات برای عقلیات
جواب: ببینید روایت فقط میگوید آنجایی که تعمد بر کذب نیست آنجا جایز است، تمام شد و رفت. این شخصی که الان مرتد شده ظاهراً آیا تعمد دارد یا تعمد ندارد؟
تلمیذ: تعمد بر کذب ندارد
استاد: تمام شد و رفت، تعمد ندارد، تمام شد دیگر. فقط عقاب را بر تعمد بار میکند و از عدم تعمد عقاب را برمیدارد حالا آن هر چه میخواهد باشد. [این مطلب] صریح است. خیلی[واضح است.]
روایت دیگر در صفحهی صد و شصت و سه...، یک وقتی ما بنا را گذاشته بودیم که این اصول را، از اول اصول کافی گرفته بودیم تا آخر فروع مطالعه کرده بودیم، بعد آنجا یک چیزهایی همین طوری هی یادداشت میکردم حالا که مراجعه کردم دیدم خیلیها را فراموش کردم. [طبق] همان ذهنیاتی که در نظرم داشتم رفتم مثلاً بعضی موارد را دیدم. امکان دارد بسیاری از ادلهی دیگر هم باشد منتهی من اطلاعی بر آن پیدا نکنم. شما خودتان طبعاً تفحص میکنید.
در صفحهی صد و شصت و سه در ذیل وَ مٰا كٰانَ اَللّٰهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَدٰاهُمْ حَتّٰى يُبَيِّنَ لَهُمْ مٰا يَتَّقُونَ إِنَّ اَللّٰهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿التوبة، ١١٥﴾ در اینجا روایتی است که میفرماید:

