جلسه ۱۸
5بحث راجع به اینجاست: و رجل سمع من رسول اللَه شیئاً لم یحمله علی وجه ... فیه و لم یتعمد کذباً و هو فی یده، یقول به و یعمل به و یرویه و یقول انا سمعته من رسول اللَه فلو علم المسلمون انه وهم لم یقبلوا ولو علم هو انه وهم لرفض.
حضرت در اینجا میگویند اشکال ندارد که یک نفر از پیغمبر روایتی را به دروغ نقل کند ولکن باکی بر او نباشد، بر او ابایی نباشد، چرا؟ چون نمیداند، خیال کرده پیغمبر این طور گفتهاند، خیال کرده، یک کلامی را از پیغمبر اشتباه شنیده.
و رجل ثالثٌ سمع من رسول اللَه شیئاً امر به، ثم نهی عنه و هو لا یعلم نمیداند نهی را، فقط امر را شنیده است نهی را هنوز نشنیده او سمعه ینهی عن شیٍ ثم امر به و هو لا یعلم امرش را نمیداند که اباحهی بعد الحذر است فحفظ منسوخه و لم یحفظ الناسخ ولو علم انه منسوخ لرفضه ولو علم المسلمون اذ سمعوه منه انه منسوخ لرفضوه.
این هم اشکالی بر آن نیست[چون] یکی را میداند و دیگری را نمیداند. ولی محل استشهاد ما همان اولی بود از این. دومی هم خب اشکالی ندارد که عمل بکند بر یک نهیی در حالی که هنوز امرش را [نشنیده] یا عمل کند بر یک امری در حالتی که اطلاعی از نهی نداشته باشد. خب در تمام این موارد اشکال ندارد که انسان به مقتضای علمش عمل کند گرچه علمش مخالف با واقع باشد.
سؤال: ...(سؤال عربی)
جواب: ...(جواب عربی)
سؤال: اشکال می شود که بحث ما دربارۀ ارتداد است و کسی که با عقلش دارد سیر می کند و دنبال عقائد است غیر از این است که...، این روایت در آنجاهایی است که از رسول خدا چیزی شنیده
جواب: میدانم، ملاک در اینجا واحد است، تعمد بر کذب نیست، از رسول خدا اشتباه شنیده، این شخص هم اشتباه میآید روایات را بیان میکند انکار ضروری دین را میکند.

