اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۸

0
فقه
نسخه عربی

جلسه ۱۸

2
  • روایت دیگری که در اینجا تصریح دارد بر این مساله، روایت کتاب کافی است که من دارم که طبع بیروت است، جلد یک صفحه‌ی یازده، روایت هشتم:

  • علی بن محمد بن عبداللَه عن ابراهیم بن اسحاق احمر عن سلیمان دیلمی قال قلت لابی عبداللَه علیه السلام فلانٌ مَن عبادته و دینه و فضله؟ عبادت و دین و فضلش چه اندازه است؟ یا مثلاً مِن عبادته و دینه و فضله سوال کرده، چه کسی از نظر عبادت، یا اینکه مِن عبادته، مِن را مِن جاره بخوانیم، فقال کیف عقله؟ عقلش چگونه است؟ قلت لا ادری فقال ان الثواب علی قدر العقل ان رجلاً من بنی اسرائیل کان یعبد اللَه فی جزیرة من جزائر البحر خضراء نظرة کثیرة الشجره ظاهرة الماء و ان ملکاً من الملائکه مرَّ بِه فقال یا رب ارنی ثواب عبدک هذا فأراه اللَه...، یکی از بنی اسرائیل در یک جزیره‌ای بود و خدا را عبادت می‌کرد، عابد بود، راهب بود، وقتی که ملکی نظرش به این موقعیت از عالم دنیا تعلق می‌گیرد وقتی که این عبد را می‌بیند ثوابش را از خداوند متعال مسألت می‌کند. فأراه اللَه تعالی ذلک؟ خداوند مقدار و محدوده‌ی ثواب را به این مَلک نشان داد. فاستقله الملک ملک گفت این که چیزی نیست! اینکه صبح تا شب دارد در سرش می‌زند! شب تا صبح دارد فرض کنید که من باب مثال سبوحٌ قدوس می‌گوید! چرا همچنین ثوابی ندارد؟ ثوابش خیلی مختصر است؟ فأوحی اللَه الیه من اصحبه بیا با او مصاحبت کن، با او همنشین باش، و اتاه الملک فی صورة انسیّ به صورت یک انسان آمد حالا دیگر نمی‌دانم مذکر بود مونث بود؟!

  • فقال له من انت؟ قال انا رجل عابد بلغنی مکانک و عبادتک فی هذا المکان فأتیتک لأعبد اللَه معک آمدم که با تو در اینجا با هم باشیم فکان معه یوم ذلک ؟ اصبح خلاصه وقتی که صبح شد قال له الملک ان مکانک لنضح خیلی با طراوت است! و ما یصلح الا للعباده فقال له العابد ان لمکاننا هذا عیباً اینجا فقط یک عیب دارد فقال له و ما هو؟ قال لیس لربنا بهیمةٌ فلو کان له حمارٌ فایناه فی هذا الموضع! خداوند ما خر ندارد! اگر یک خری داشت ما این حمار را در اینجا می‌چراندیم! فان هذا الحشیش یضیع فقال له الملک و ما لربک حمار؟ مگر می‌شود خدا الاغ داشته باشد؟ فقال لو کان له حمار ما کان یضیع مثل هذا الحشیش! اگر حمار داشت اینها ضایع نمی‌شد پس نباید خدا حمار داشته باشد! فاوحی اللَه الی ملک انما اثیبه علی قدر عقله