اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۸

0
فقه
نسخه عربی

جلسه ۱۸

1
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  •  

  • ... در وجود خودم می‌بینم یعنی از وجود من نشأت گرفته. حکایت از این می‌کند که علم یک علم واحد است. حالا جالب اینکه آن دیگری هم همین را می‌گوید. اگر یکی کنارش ایستاده باشد می‌گوید تو هم از منی! این می‌گوید تو از منی، این می‌گوید تو از منی! هر دو هم درست می‌گویند! هر دو درست می‌گویند. چرا؟ چون علم یک علم واحد است و علم علم حق است و آن همه‌ی عوالم را در وجود خودش می‌بیند یعنی وقتی که احاطه‌ی بر همه‌ی مسائل پیدا می‌کند انگار در آینه‌ی دلش و در آینه‌ی قلبش همه‌ی مسائل را مشاهده می‌کند. به عبارت دیگر همه‌ی عوالم را در وجود خودش منطوی می‌بیند. مثل یک آدمی که اشراف دارد بر اینکه فرض کنید این در دستش هست، در مشتش هست، نگاه به وجود خود می‌کند و همه‌ی اشیاء را در آنجا دارد مشاهده می‌کند. اگر فرض کنید که عقربه‌های هر ساعت را ما یک وجود بدانیم، ظهور و بروز هر کدام از اینها را در وجود خودش می‌بیند. یعنی وجود او موجب بروز و ظهور همه‌ی اشیاء در عالم خارج شده. این همان رسیدن به اسم کلی هست یعنی هر کسی، هر وجودی که به این اسم کلی برسد این خاصیت را پیدا می‌کند.

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • نسبت به[اینکه در] تکلیف، ثواب و عقاب بر اساس علم و جهل[مکلف تحقق پیدا می کند] روایاتی در اینجا بیان شده که این روایات را عرض می‌کنیم. تا آنجایی که دیگر مساله از نقطه‌ی نظر روایت تمام شود ما ادامه‌ می‌دهیم و خیال می‌کنم دیگر خیلی مساله‌ای نمانده باشد. [شاید دو سه روز بیشتر طول نکشد. در اینجا ما از باب تایید برای این مطلب، روایاتی را نقل می کنیم.]

  • یکی از آن روایات روایت بحار است جلد اول صفحه‌ی صد و سی و دو، از وصیت موسی بن جعفر به هشام بن حکم، حضرت در اینجا می‌فرماید که: قال یا هشام ان اللَه تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه و قال … فَبَشِّرْ عِبٰادِ ﴿الزمر، ١٧﴾ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ…. ﴿الزمر، ١٨﴾ در اینجا عقل و فهم را معیار برای متابعت و بشارت می‌داند. پس بنابراین میزان میزان عقل و فهم است و آن عقل و فهم نسبت به هر چیزی که تعلق بگیرد، آن موجب عقاب و عدم عقاب خواهد بود. اگر یک شخصی عقل و فهم نداشته باشد نسبت به یک موضوعی، طبیعتاً عقاب و ثواب مترتب بر او خواهد بود به مقدار همان محدوده‌ای که دارد.