جلسه ۱۷
6پس بنابراین مبنای ما در بحث تجری این شد که تمام ثواب و تمام عقاب، همه بر اساس نیت مکلف به آن فعلی که در خارج انجام میگیرد تعلق پیدا می کند و با این حساب یک دفعه در روز قیامت میبینید خدا یک شخصی را میبرد در نار در حالی که عمل خارجی را انجام نداده و شخصی را میبرد در جنت در حالی که عمل خارجی را انجام نداده. چون نیت نیت صالح است خدا ثواب میدهد و چون نیت نیت طالح است خدا عقاب میکند. این بحث بحث تجری است.
خب بر این اساس که بحث تجری به واسطۀ اشتباه و خطاء در موضوع، آن نیت، تفاوت پیدا نمیکند و اگر اشتباه پیدا بشود، خطای در موضوع است دیگر، یعنی فرض کنید این را خمر میپندارد در حالتی که ماء است پس در موضوع برای او خطاء پیدا شده دیگر، به واسطۀ خطاء در موضوع، آن عقاب و آن ثواب از جای خودش حرکت نمیکند و تغییر پیدا نمیکند، اگر این طور باشد پس بنابراین مسئلۀ ما در اینجا مورد پیدا میکند. اگر ما به واسطۀ خطاء در ادلّه، به واسطۀ خطای در فکر، به واسطۀ خطای در ترتیب قیاسات و قضایا به یک نتیجهای که آن نتیجه مخالف با یک ضروریی از ضروریات دین است، مخالف با یک مبنای اعتقادی دین است برسیم، در اینجا مشمول حدیث رفع خواهیم بود. لذا یکی از عبارات حدیث رفع چی بود؟ الخطاٌ و النسیان. لا یعلمون را قبلاً گفتیم، ما لا یطیقون را گفتیم، و ما استکره علیه را گفتیم. یکی از آن موارد استدلال بر عدم ارتداد در انکار ضروریی از ضروریات الخطاٌ در حدیث رفع است که آن خطاء یا خطای در موضوعات است یا خطای در حکم است، هر کدام از این دو باشد، چه خطای در موضوع باشد، فرض کنید که من باب مثال اصلاً موضوع حجاب را این طور نبیند، اصلاً فرض کنید که طبق ادلّه بگوید که منظور از حجاب حالا موی او هم پیدا باشد اشکال ندارد که خطای در موضوع است، یا اینکه خطای در حکم باشد، میگوید حجاب این است، موضوع حجاب این است اما حکم حجاب برای الآن نیست برای یک مورد دیگر است، یا اینکه فرض کنید بگوید این خمر نیست یا اینکه بگوید اگر هم خمر هست الآن دیگر این خمر من باب مثال دیگر حرام نیست، الآن دیگر حکم خمر عوض شده، تغییر پیدا کرده است، هر کدام از این دو تا باشد، چه خطای در موضوع و چه خطای در حکم، مشمول حدیث رفع خواهد بود به همان بیانی که ما در بحث تجری آن بیان را مطرح کردیم.

