اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۷

0
فقه

بخش چهارم: مروری بر بحث تجری مقدمتا للنتیجه

نسخه عربی

جلسه ۱۷

2
  • پس بنابراین یکی از آیاتی که دال بر عدم تحقق ارتداد در افرادی است که ممکن است انکار ضروریی از ضروریات دین را بکنند، این آیاتی است که مربوط به استضعاف است. 

  • البته در اینجا آیات دیگری هم هست که مربوط به تعمد و تفکر و تدبر و... هست و چون ما دیدیم که اینها خیلی زیاد است از آنها صرف نظر کردیم و اینها را دیگر بیان نمی‌کنیم. دیگر بحث ما در مورد استفادۀ از آیات قرآن تا به امروز تمام شد. از فردا راجع به روایاتی که در این زمینه هست صحبت می‌کنیم. روایاتی که ممکن است در زمینۀ این باشد که آنچه که انسان در آن، مورد مؤاخذه قرار می‌گیرد، در مقام عقاب و در مقام ثواب، آن عمل به تکلیف است بر اساس یقین. و اگر انسان بر اساس یقین، عمل به تکلیف نکند یا شک در تکلیف داشته باشد که این معلولِ عدم ادراک کافیِ احکام ضروری یا معتَقَدی از معتقدات اعتقادی اسلام باشد مانند توحید، معاد، عدل و رسالت و امثال ذلک، اگر این طور باشد عقابی متوجه این شخص نخواهد بود. انشاء اللَه از فردا در روایاتی که راجع به این قضیه آمده بحث می‌کنیم.

  • قبل از اینکه وارد این بحث بشویم یکی از ادله‌ای که می‌تواند در بحث ارتداد مورد دقت قرار بگیرد بحث تجرّی است. ببینید! در تجری آنچه که آقایان مطرح کردند این است که آیا قبحی و حسنی که بر فعل مترتب است، آن بر فعل بلا دخالت فاعل است یا آن قبح و حسن بر فعل به لحاظ فاعل است؟ به عبارت دیگر آن وصفی که فعل پیدا می‌کند و متصف به حسن یا متصف به قبح می‌شود و متعاقب آن جزا یا ثواب مترتب می‌گردد، وصف به حالِ نفسِ فعل است یا وصف به حال متعلق است؟ یعنی فاعل در اینجا دخالت در ترتب قبح و حسن داشته یا خود فعل در اینجا مورد نظر است؟ در اینجا قبل از اینکه وارد بحث تجری بشویم و ببینیم که حسن و قبح به کدامیک از این دو تعلق می‌گیرد، بهتر است راجع به خود فعل و غایت و غرض آن در اینجا صحیت کنیم.