جلسه ۱۶
9جواب: چرا قصد کشتن داشته، پا را که نشانه نگرفته.گفتم که قوزک را نشانه گرفته ولی زده به رگ گردن...!
...مثل اینکه دیدید الان روی دیوارها شیشه یا میخ کار می گذارند، حالا فرض کنید دزد بیاید چشمش بخورد به آن و چشم او کور بشود، حالا کور شد که شد.
سؤال: چه فرقی میکند؟
جواب: ببینید یک وقتی قصدش کشتن است لذا تفنگ را هم جایی میگذارد که طرف بمیرد، یک وقتی قصد طرف کشتن نیست، اگر طرف وارد میشود پایش بخورد،
سؤال: حالا همان پایش بخورد؟
جواب: اگر پایش بخورد نه، اشکال ندارد. این فقط به عنوان ردع است
سؤال: چرا اشکال ندارد؟ چون شما فرمودید در مقام نزاع و تنازع اگر یک صدمهای وارد بشود اشکال ندارد، نزاعی در بین نبوده، چاقویی را گذاشته، طرف تا پایش را گذاشته در اتاق چاقو خورده به پایش،
جواب: بحث، بحث هلاکت است، در بحث هلاکت، فدمهُ هدر، این دم مربوط به قتل است اما در مراتب ابتدایی...، اول مرتبه این است که صاحب البیت میتوانست به پایش بزند دیگر، به دستش بزند
سؤال: این در مقام تنازع است، در غیر تنازع چه؟
جواب: بله؟
سؤال: در مقام منازعه نه،...
جواب: در مقام غیر تنازع هم همین طور، الآن فرض کنید که من برای اینکه کسی وارد منزل من نشود، من یک حداقل ابتدایی را میتوانم قرار بدهم. حداقلش اینکه فرض کنید یک سیم برق را بگذارم، آن وقتی که دست میزند بلرزد، نمیرد، این یک اخطار است. حالا اگر یکی آمد و فرض کنید خیلی خیلی ضعیف بود و تا دست زد خشک شد! در این صورت میگویند این سیم برق، مقدار ولتاژی که در اینجا دارد به مقدار کشتن یک نفر نیست...، حالا این آقا قلبش ناراحتی داشته این به این چه مربوط است؟ فرض کنید که این خودش انجام داده
سؤال: طرف هم که نمرده، غرامتش به خاطر آن قطع نخاع است دیگر، نمرده که بخواهد...، یعنی بحث هلاکت نیست در اینجا.

