جلسه ۱۶
3فَبَشِّرْ عِبٰادِ بشارت به فلاح و نجاح است یعنی فلاح و نجاح و رستگاری به آنهایی اختصاص دارد که از بین اقوال، مختار را انتخاب میکنند حالا سواءٌ اینکه این اقوال، اقوال غیر صحیح و فاسد باشند از بین آنها، آنی را که مختار است انتخاب میشود یا اقوال، اقوالی است که آن اقوال، قول صحیح میتواند باشد ولی یک مرتبۀ اعلی، اختیار باشد مانند اینکه بگوییم خُذِ اَلْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ اَلْجٰاهِلِينَ ﴿الأعراف، ١٩٩﴾ و یا وَ لَكُمْ فِي اَلْقِصٰاصِ حَيٰاةٌ يٰا أُولِي اَلْأَلْبٰابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿البقرة، ١٧٩﴾ و بعد میگوید يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوٰاجِكُمْ وَ أَوْلاٰدِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿التغابن، ١٤﴾ خب قصاص یک حکم حسن و صحیح است ولی عفو احسن است از این قصاص. اما در بعضی از موارد میبینیم عفو احسن نیست بلکه عفو غیر صحیح است، یعنی مورد، موردی است که اگر قصاص نشود یک عدوان و ظلمی بر جامعه وارد میشود. آن حکم، حکم احسن در اینجا پیدا نمیکند و حَسن هم پیدا نمیکند، بسته به موارد هست.
سؤال: افعل التفضیل هست یا توصیف هست؟ اگر توصیف است...
جواب: ببیند باز ما در اینجا مختار میگوییم، فرض کنید در قصاص و در عفو، باز مختار این است، آنی که اختیار شده، میتوانیم بگوییم مختار یک وصفی است که بین صحیح و غیر صحیح می شود استفاده بشود، اعمال شود و همین طور میتوانیم بگوییم مختار بین حسن و احسن اعمال بشود، باز در اینجا فرقی نمیکند. احسن به معنای مختار است سواءٌ فی الصحیح و الفاسد و سواءٌ فی الصحیح و الاصح و سواءٌ فی الحسن و الاَحسن.
بناءً علی هذا فَبَشِّرْ عِبٰادِ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ یعنی بشنوند [همۀ اقوال را و بعد قول] بهتر را باید انتخاب کننند. پس اوّل باید بشنوند يَسْتَمِعُونَ نه اینکه از اول نشنوند، پس اگر کسی آمد و بدون غرض یک مطلبی را مطرح کرد در اینجا خداوند متعال اصلاً امرمی کند که بشنوند، شما بشنوید این حرف را، این مطلب را بشنوید و بعد مقایسه با احسن کنید که احسن کتاب مبین است، مقایسۀ با روایات کنید، مقایسۀ با کلمات ائمه کنید تا اینکه متابعت از احسن، متابعت بدون دلیل نباشد و واقعاً هم همین طور است. یعنی وقتی که انسان کلمات مخالف را میشنود آن وقت لذت متابعت از احسن و از قرآن برای او پیدا میشود. در وهلۀ اول وقتی که انسان کلمات مخالفی را بشنود بعد لذت متابعت از کلمات ائمه برای او روشن میشود تا اینکه ابتداءً فرض کنید که شخصی بیاید و انسان کلامی را از امام بشنود بدون اینکه مطلب مخالفی مطرح باشد، خب انسان در این صورت آن طور که باید و شاید به مغزا و عمق کلمات امام علیه السلام پی نمیبرد.

