اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۶

0
فقه

جلسه ۱۶

17
  • جواب: بله دیگر، ارشاد است.

  • سؤال: پس همیشه نمی‌شود به هر سیره‌ای بین مسلمین تمسک کرد؟

  • جواب: نه خیر، سیره باید سیرۀ عقلایی باشد.

  • سؤال: سیرۀ متشرعه را عرض می کنم 

  • جواب: باید ببینیم متشرعه منشأش چیست؟ به منشأش باید نگاه کنیم. خیلی از مسائل خلاف به عنوان سیره، یک امر عادی می شود...

  • سؤال: وقتی در اجماعش حرف باشد در سیره که دیگر به طریق اولی...

  • جواب: بله دیگر. شما کتاب خلاف شیخ طوسی را نگاه کنید درهر قضیه ای می گوید اجماع مسلمین در حالی که سی نفر مخالفت کردند! هر چی باشد می گوید اجماعی است! 

  • سؤال: اسم کتاب خلاف است باید خلاف بگوید دیگر!

  • جواب: بابا اینها بزرگانی بودند، زحمت کشیدند

  • سؤال: قصد جسارت نداشتم.

  • جواب: جداً همین شیخ طوسی...

  • سؤال: آقای شربیانی توجیه می‌کرد این اجماع مسلمین مرحوم شیخ را که چون خلاف بین شیعه و عامه را خواسته بگوید، منظورش اجماع شیعه است یعنی ما در مقابل آنها قائل به این قول آنها نیستیم و در مقابل آنها قول دیگری داریم منظور از اجماعی که می‌گوید اجماع شیعه است. 

  • جواب: آخر خیلی از فتاوای علماء، موافق فتاوای اهل تسنن است. مثلاً ابن زهره خب مخالف است، ابن عقیل خیلی از فتاوایش...،

  • سؤال: ... چون خودشان مستبصر بودند می‌گویند رنگ ‌گرفتند از فقه اهل سنت...

  • جواب: خب رنگ گرفته باشند، بالأخره شیعه است، دنبال امیرالمؤمنین است و فتوایش این است دیگر، نظرش این است

  • سؤال: ذهنیتی که یک شیعه دارد با ذهنیت یک اهل سنت خیلی فرق می‌کند. این ذهنیت معلوم نیست زمانی که مستبصر شده باشد پاک شده باشد

  • جواب: الآن اهل تسنن ماء بئر را متنجّس نمی‌دانند دیگر، مگر محقق حلّی فتوی نداد و فی نجاست ماء البئر تأمّلُ؟ علامه حلّی آمد گفت اصلاً طاهر است. حالا ما می‌گوییم نه اگر ماء بئر متنجّس بشود بایستی که آنقدر نزح ماء بشود از آن. یعنی یک قضیۀ مسلم و اجماعی تا زمان محقق حلّی، ما می‌بینیم بعد چی شد؟ ورق برگشت و شد فتوای اهل تسنن. چون به طور کلی آنها متنجس نمی‌دانند ماء بئر را. علامه هم دیگر فتوی داد، آن دیگر خیلی..، حالا دلیلی که ما می‌آوریم، این دلیل دلیل خیلی محکمی است. علامه می‌گفت ما ماء بئری نداریم که در حد کر نباشد و ادلّۀ کر در اینجا رفع تنجّس می‌کند. دلیل علامه این است. ولی دلیل محکم بر علیه علامه این است که اگر قرار باشد که ادلّۀ کر در اینجا معمولٌ بها باشد این همه ادلّۀ نزح ماء بئر زمین می‌ماند، این را چکار کنیم؟ چون شما فرض کنید صد در صد یک چاه پیدا نمی‌کنید، یک بئر که آب آن اندازۀ کر نباشد. آن وقت این همه روایات مربوط به نزح ماء بئر، همۀ این روایات غیر معمول بها می شود دیگر. از اینجا ما می‌فهمیم که ادلّۀ نزح ماء حاکم بر ادلّۀ کر است در اینجا و الّا...، روایت هم یکی و دو تا نیست، خیلی روایات است و همۀ اینها لغو می‌شود و این جواب، جواب قانع کننده‌ای هست که در اینجا ماء بئر حکمش با سایر میاه فرق می‌کند