جلسه ۱۶
15جوابش این است که منظور از آیۀ شریفه در اینجا این است که اینها میتوانند تأمل کنند و نمیکنند و بر خدا افتراء میبندند. یعنی در اینجا خداوند متعال اینها را متصف به تقصیر میکند. مثل اینکه می گوید أَ فَأَصْفٰاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَ اِتَّخَذَ مِنَ اَلْمَلاٰئِكَةِ إِنٰاثاً إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِيماً ﴿الإسراء، ٤٠﴾ در اینجا معتقَد کفّار...، یا مانند حضرت ابراهیم که در آنجا گفت قٰالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كٰانُوا يَنْطِقُونَ ﴿الأنبیاء، ٦٣﴾ که در آنجا حضرت ابراهیم آنها را متوجه این نکته کرد که شما تدبر نمیکنید، اگر شما واقعاً تدبر کنید میفهمید که این عبادت اصنام و اینها، همه شرک و بت پرستی است. تدبر نمیکنید اگر تدبر کنید این حرف را نمیزنید. پس در واقع در اینجا خداوند متعال باز افتراء را انتساب میدهد بر تقصیر، یعنی شما که میتوانید تأمل و تدبر کنید و نمیکنید بعد بر خدا افترا میبندید الآن میشود به شما گفت مُفتری. امّا اگر نه، واقعاً اینها مستضعف باشند، واقعاً اینها عن تقصیرٍ عبادت اصنام را نمیکنند، اگر واقعاً این طور باشد خدا هم نمیتواند به آنها بگوید اِفْتَرىٰ عَلَى اَللّٰهِ كَذِباً. اینها چون میتوانند عقلشان را به کار ببندند و میتوانند از قوۀ عاقله استفاده کنند ولی نمیکنند، در اینجا حکم همان معاند را پیدا کرده اند. این هم یکی از آن آیاتی است که دلالت میکند بر اینکه اگر شخصی از روی معتقَد خودش مطلبی را گفت، این افتراء تلقی نخواهد شد.
سؤال: موید این آیه، آیۀ دیگری هم هست که وَ قٰالُوا لَوْ كُنّٰا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مٰا كُنّٰا فِي أَصْحٰابِ اَلسَّعِيرِ ﴿الملك، ١٠﴾
جواب: بله، بله درست است اتفاقاً این را در بحث بعدی، فردا میخواستم بگویم، شما زدوتر گفتید، خب حالا آن هم بحثش میآید.
یکی دیگر از آیاتی که موید این مسأله است آیهای است که خطاب به پیغمبر اکرم است:

