جلسه ۱۶
7حالا به نظرشما حق با کدام است؟ آن کسی که تفنگ را برداشته زده یا آن دزد؟ دو سال این قضیه در محکمۀ آمریکا در جر و بحث بود. اخیراً آمدند حکم کردند که بله غرامت این دزد را صاحبخانه باید بپردازد. خب ببینید الآن در اینجا ما نمیتوانیم مسائل عرفی و این جریانات را ندیده بگیریم. حالا آنها کافر هستند، درست است ولی بالأخره عقل که دارند. خب این قاضی الآن میخواهد نه به این دزد ظلم بشود نه به این صاحبخانه، نه این جزء دولت است و نه آن. میخواهد ببیند عدالت در اینجا چه اقتضاء میکند؟ آیا عدالت اقتضاء می کند که شما حکم را به صاحب منزل بدهید چون دزد عدواناً داخل منزل شده؟ پس الآن حکم له صاحب البیت است، این از یک طرف، خب دزد میخواست نیاید دزدی، ما الآن میتوانیم استناد بکنیم به اینکه فدمه هدر، سارق اگر وارد بیت بشود این دَمَش هدر است و اگر یک وقت خونی بریزد چون خودش اقدام بر مهلکه کرده، این الآن در اینجا اصلاً خونش هدر است. خب این از یک طرف. از طرف دیگر میگوییم اگر سارق میدانست در اینجا تفنگ هست وارد نمیشد و این اقدام بر مهلکه نیست. سارق نمیداند که در اینجا تفنگ تعبیه شده و بعد وارد شده، اگر میدانست که مجنون نبود که این کار را بکند، مجنون میآید این کار را میکند. پس سارق اقدام بر مهلکه نکرده در اینجا، اقدام بر سرقت کرده، بسیار خب میگوید بیایید مجازات من را تعیین کنید. اگر دستم را باید ببرید خب ببرید، اگر بر فرض قانون هست. اگر باید زندان کنید خب زندان کنید. کشتن چرا؟
من حالا اگر بیایم یک صندلی، یک جواهر از منزلی بدزدم باید سر مرا ببرند؟ وقتی آدم نگاه میکند میبیند با توجه به این قضیه، آن مسألهای که فدمهُ هدر هست این قضیه در اینجا ممکن است شکل دیگری پیدا کند. ممکن است بگوییم اگر تعارض بین صاحب البیت و سارق منجر به قتل شد در اینجا دَمه هدر، یعنی سارق در مقام معارضه بر بیاید با صاحب البیت، بعد در اینجا با هم تعارض کنند بعد صاحب البیت بزند او را...، تازه از اول نباید صاحب البیت او را بزند و بکشد بلکه باید به پا بزند، اگر صاحب البیت اسلحه دارد حق ندارد او را بکشد، حالا آمده دزدی کرده نباید در مغزش بزنید، نباید این...!

