جلسه ۱۶
6پس به عبارت اول، این آیه طرح بیان مخالف را نسبت به یک مسئلهای بلامانع میداند حالا هر چه میخواهد باشد، يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ، الف لام در اَلْقَوْلَ هم الف لام جنس هست و جنس کلام را در اینجا اراده میکند. الف لام عهد نیست.
سؤال: ...؟
جواب: بله دیگر، اصلاً نمی تواند صحیح باشد و فقط منحصر میشود به مواردی که...، چون کلامی را که این بیان میکند یا خودش داخل در شرع است که خودش همینی است که آیه دارد بیان میکند یا خارج از شرع است که آن بخواهی، نخواهی طبعاً مخالف خواهد شد، مثل حرفهایی که امروزه در جوامع حقوق بشر و عفو و این مسائل و اینها میزنند، خب کلماتی که اینها میگویند که به عنوان مثال دست دزد را قطع کردن، این مخالف با مسائل انسانی است، دزد را باید حبس کرد، نباید دستش را قطع کرد، باید ارشاد کرد، تربیت کرد، فلان کرد. خب این یک کلامی است که الآن مخالف با شرع است، ولی بالاخره این یک کلامی است که جای تأمّل دارد، انسان خب بیاید تأمّل کند، دقت کند، حالا اگر ما این کلام را گذاشتیم در کنار کلام شرع و ما عدالت اجتماعی را به واسطۀ این احراز کردیم...
اتفاقاً یک بحث جالبی است که یک شخصی از یکی از کشورها از من یک سؤالی کرده راجع به قضیهای، نامهای داده بود، نوشته بود در آمریکا یک شخصی از منزلش بیرون رفته، وقتی برگشته دیده که دزد منزلش را زده، بعد آمده به پلیس شکایت کرده، پلیس هم گفته ما که نمیتوانیم کنار خانۀ تو بایستیم و مراقبت کنیم، لعلّ اینکه همان موقع که ما میرویم در خیابان بغلی و گشت میزنیم ، در همان موقع دزد بیاید و مال شما را ببرد، پلیس برای هر خانهای که نیست، کاری که پلیس میتواند انجام بدهد این است که حالا اگر یک دزدی هست تعقیب کند و او را بگیرد، حالا یا موفق میشود یا نمیشود، اما اینکه برای هر خانه ای یک حارسی قرار بدهد، این کارش نیست. این هم گفته اگر شما نمیتوانید پس من خودم حفاظت از منزل را به عهده میگیرم. آمده یک تفنگی گذاشته...، و دو سال در محکمۀ آمریکا این پرونده در جریان بوده تا اینکه حکم دادند. یعنی میخواهم بگویم قضایا آن قدر آسان هم نیست، باید یک مقداری بیشتر رویش فکر کرد. این رفته یک تفنگی را گذاشته یک جا که هر کسی این در را باز کرد این تفنگ شلیک کند و...! اتفاقاً دزدی آمده و در منزل را باز کرده، وقتی باز کرده گلوله صاف خورده پسِ گردن او و این دزد از گردن به پایین فلج شده، خلاصه جریان رسیده به دادگاه و فلان و این حرفها . این میگوید بدون اجازۀ من وارد منزل شده، پلیس هم گفته من نمیتوانم مراقبت کنم و...، پس چیزی به عهدۀ من نیست. او هم میگوید درست است که من دزدم ولی آیا جزای دزد کشتن است؟ میگوید من قبول میکنم، من دزد هستم، خب مرا تأدیبم کنید، چرا جزای من این باشد که مرا بکشند؟ پس اگر کسی به کسی فحش میدهد جزایش این است که سرش را ببرند؟ ذبحش کنند یا اینکه سب کنند جزای او؟ این مسأله هست.

