جلسه ۱۶
5سؤال: اینجا بحث میرود روی مستمع دیگر؟
جواب: بله
سؤال: مستمع بداند که این متکلم با غرض دارد بیان میکند امّا اگر که خالی الذهن است و غرض این متکلم را نمیداند، میتواند این متکلم حرفش را بزند یا خیر؟
جواب: بله، چون تمام اینها مقام، مقام تکلیف است، اگر ما واقعاً ندانیم...، آن وقت صحبت در این است که با متکلم باید چطور برخورد بشود؟ اینجا جای بحث است. متکلم میآید میگوید من بیغرض هستم، میگوییم اگر بیغرض هستی این هم جواب تو. دوباره میآید حرف بزند میگوییم تو که جوابت را گرفتی دیگر چه مرگت هست؟ اگر اینجا بخواهد پافشاری کند در اینجا انسان می فهمد که نه! مسئله دارد از بیان یک عقیده فراتر میرود، جلوتر میرود و اصلاً میخواهد که همان...! ما در بحث [قبلی] گفتیم شاید شما تشریف نداشتید، شاید هم آن موقع احاله دادیم به فرصت دیگری که در ارتداد یک مسئلهاش مسئلۀ اثبات است، یک مسأله، مسألۀ ثبوت است، این مطالبی که شما میفرمایید در مقام اثبات است، در مقام اثبات بایستی که این مطلب ثابت بشود.
این یکی از آیاتی بود که تصریح دارد بر اینکه در طرح یک نظریۀ مخالف اشکالی نیست، اینکه امروز میگویند طرح نظریۀ مخالف، موجب فساد جامعه هست یک همچنین مطلبی نمیتواند صحیح باشد. حالا اینکه چطور ممکن است در یک جامعه [تنش] ایجاد کند آن یک مطلب دیگری است. اگر یک شخصی غرض نداشته باشد میآید حرفش را در یک مجامع علمی مطرح می کند، نمیآید این حرف را به یک بچۀ پانزده ساله یا هفده ساله ای بزند که اصلاً برّانی و راجل است و اطلاعی ندارد. اگر کسی غرض نداشته باشد اول میآید این حرف را در یک مجامع علمی، جوامعی، حوزهای، دانشگاهی مطرح می کند، در بین علما این قضیه را طرح میکند، نمیآید در میان افرادی که بی اطلاع هستند مطرح کند تا اینکه ذهنشان را مشوش بکند. اگر اینها جوابش را دادند پس باید قانع بشود و فلان، اگر جوابش را دادند و در عین حال بعد آمد در سطح عموم مطرح کرد معلوم میشود که اینجا این فرد غرض دارد.

