اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۶

0
فقه
نسخه عربی

جلسه ۱۶

13
  • پس بنابراین ما می‌توانیم بگوییم در این آیۀ شریفه آنچه که مورد طرد و رد قرار گرفته است دو مورد است:

  • یک مورد اینکه متکلم کلام صحیحی را بگوید که معتقَد او معتقَد فاسدی باشد، هذا کاذبٌ.

  • یا آنکه متکلم کلام فاسدی را بگوید ولی معتقَد او معتقَد صحیحی باشد، هذا ایضاً کاذبٌ و هذا معاندٌ، این معاند است یعنی معتقَد او صحیح است، می‌داند که تو رسول اللَه هستی ولی می‌آید می‌گوید تو رسول اللَه نیستی، به عکس منافقین، می‌داند حقیقت را ولی می‌آید انکار می‌کند او را، این هم هذا کاذبٌ.

  • اما اگر متکلمی کلام او فاسد باشد و اعتقاد او هم با این کلام مطابقت کند واقعاً و فی نفس الامر، هذا لیس بکاذبٍ، و چون بین کذب و صدق حدّ واسطی وجود ندارد پس بنابراین هذا صادقٌ.

  • و ما در عرف هم استعمال می‌کنیم می‌گوییم فلانی آدم صریح و صادقی است. یعنی آنی را که می‌داند می‌گوید. در عرف هم ما همین را می‌گوییم. اگر بدانیم یک شخصی معتقَدش این باشد که الآن شب است و بگوید شب است، نمی‌گوییم دروغگو، می‌گوییم آدم راستگو، آدمی که راستگو هست، دیگر نمی‌گوییم کلام او راست هست. در عرف اگر نگاه بکنیم می‌گوییم این راوی راستگو است، یعنی خلاف معتقَدش را نمی‌گوید امّا منظور ما از این، این نیست که الان کلام او هم کلام راستی است، این منظور ما نیست بلکه [فقط می خواهیم بگوییم] این راستگو است. وقتی که ما به راوی مراجعه می‌کنیم می‌بینیم این راوی صادق است آنچه را که می‌داند می‌گوید. پس بنابراین ببینید ما در عرف هم بین وصف کذب [و صدق نسبت به کلام و نسبت به متکلم فرق می‌گذاریم. در متکلم، صدق و کذب را به حالت انانیت و عدم انانیت شخص برمی‌گردانیم ولی در کلام این طور نیست بلکه صدق و کذب را نسبت به خود کلام ارزیابی می کنیم.]