جلسه ۱۵
3فرض کنید من باب مثال یکی میآید پیش شما میگوید آقا من یک مالی دارم، این مال را میخواهم بدهم یک جا که با آن کار کنند به نظر شما کجا من این مال را بدهم؟ میگویید آقا من فلان شخص را می دانم آدم خوبی است، آدم امینی است شما مالتان را به این بده. حالا این شخص آمد و آدم بدی از کار در آمد یا اینکه اوّلش آدم خوبی بود بعداً آدم بدی از کار در آمد و مال این شخص را نداد. خب در اینجا آیا او می تواند به این رجوع بکند طبق قاعدۀ غرور، المغرور یرجع الی من غرّه؟ آیا بایستی که به او مراجعه بکند؟ نه. چرا؟ چون این در ابتدا محسن بوده، این در مقام احسان بوده، این در مقام خیر و خیر خواهی بوده حالا بعد اِنکشف به اینکه آن خلاف در آمد. همین طور در خیلی موارد این قواعد بدرد می خورد. یا یکی از آن موارد فرض کنید که...
پیش مرحوم آقا شیخ مرتضی حائری بودیم که صحبت از دفع اموالی شد که برای نماز و روزۀ واجب میدهند، پولی که برای یک سال، دو سال، ده سال صلاة و صوم می دهند. خب بعضی از این افراد پول را میخورند و نماز را هم نمیخوانند! حالا آیا این شخصی که واسطه است ذمۀ او مشغول است؟ فرض کنید شخص میآید میگوید آقا بنده یک نماز هم نخواندهام! اتفاقاً برای خود من هم اتفاق افتاده، برای شخص من که یکی آمده بود...! بابا حالا نخواندی دیگر چرا میآیی میگویی؟ خب نخواندی که نخواندی حالا می آیی میگویی و آدم را در فکر و خیال میاندازی! آن وقت میگفتش که خلاصه تا حالا نماز نخواندهایم! حالا این حکمش چی میشود؟ خب در این صورت این شخصی که پول را پرداخته آیا میتواند بیاید سراغ انسان و بگوید ذمۀ شما مشغول است چون من پول را به شما دادم و در قبال معوضی در اینجا در کار نبوده، فقط یک عوضی بوده که ما هم یک ثمنی را دادیم اما مثمن که عبارت است از اداء صلاة و صوم، خب در اینجا محقق نشده و این چه صورتی پیدا میکند؟

