جلسه ۱۵
11یکی از آیاتی که در اینجا دارد يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اَللّٰهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَهٰا وَ أَكْثَرُهُمُ اَلْكٰافِرُونَ ﴿النحل، ٨٣﴾
يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اَللّٰهِ نعمت یعنی نعمت هدایت نه اینکه منظور از نعمت، آب و نان باشد، نعمت یعنی نعمت هدایت، آیاتنا، ارسال رُسُل، انزال کتُب، اوامر و نواهی که شارع بیان میکند، این يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اَللّٰهِ است. یا اینکه منظور از نعمت را ما نعمت ولایت بدانیم. يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اَللّٰهِ که در بسیاری از روایات تفسیر به نعمت ولایت شده است که آن آیۀ …. اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي …. ﴿المائدة، ٣﴾ نِعْمَتِي یعنی همان نعمت ولایت که در آن جا طرح شده. خب فرق نمیکند چه منظور از نعمت را بنابر تفسیر بعضی از روایات از ائمه علیهم السلام نعمت ولایت بدانیم یا اینکه نعمت نعمت هدایت کلی باشد فرقی نمیکند. هدایت دارای فروعات و لوازمات و اجزائی است، اوامر در آن هست، نواهی در آن هست، اعتقادات در آن است، التزامات به جوانح و عمل به جوارح در آن هست، کلٌّ منهما هدایت هستند.
خب: يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اَللّٰهِ، نعمت خدا را میدانند ثُمَّ يُنْكِرُونَهٰا در مقام انکار است. پس در وهلۀ اوّل عرفان را خداوند در این جا ذکر کرده، یعرفونها نه یشکّون فیها نه! یعرفونها عرفان دارند، معرفت دارند به نعمت خدا که ارسال رُسُل است بعد يُنْكِرُونَهٰا این نتیجهاش چی میشود؟ أَكْثَرُهُمُ اَلْكٰافِرُونَ این که میگوید وَ أَكْثَرُهُمُ اَلْكٰافِرُونَ یعنی ممکن است در اینها افرادی باشند که مستثنی باشند از این قضیه، عدم انکار لذا حکم را روی اکثریت برده، اکثر اینها کفر می ورزند. ممکن است یک عدهای از اینها، بنابر یک استثناء، شبهاتی در آنها باشد که با آن شبهات ما نتوانیم نسبت کفر به آنها بدهیم.
سوال: این خودش دلالت می کند بر اینکه شبهه ای نیست ولی معرفت، مصداق پیدا نمی کند. در آنجا که شبهه هست مصداقِ معرفت پیدا نمی شود.

