جلسه ۱۵
2عدم العلم بالموضوع
عدم العلم بالحکم که آن خودش ناشی می شود از فروع متفاوته ای که در رسائل و اینها بحثهایش آمده.
در هر دو صورت مقابل ما لا یعلمون خودش بر دو قسم است:
یا این که شبهات، شبهات بدویه است. الناس فی سَعَةِ، آن شبهاتی که شبهۀ بدویه است.
یا اینکه آن شبهات، شبهات استمراریه است.
که در هر دوی اینها شبهه و شک یا در حکم است و یا در موضوع.
به عبارت دیگر شبهات بدویه و شبهات استمراریه، اینها داخل در تحت ما لا یعلمون هستند چه اینکه انسان از اوّل در یک مسأله ای شک داشته باشد یا اینکه بعداً برای او شک پیدا بشود که اول علم داشته باشد بعداً شک پیدا بشود، خب این شبهۀ مستمره است دیگر، یعنی شبهۀ بعد العلم است. یا اینکه مقابل این، همان علم به عدم یا علم به شیء که مخالف با علم به اصل حکم فی نفس الامر خواهد بود، آن هم شامل این مسأله خواهد شد.
به عبارت دیگر یا جهل بسیط نسبت به حکم در اینجا مورد برای حدیث رفع است و یا اینکه جهل مرکب، جهل مرکبی که عن تقصیرٍ نیست بلکه ممکن است عن قصورٍ باشد، باز الناس فی سعةٍ ما لایعلمون شامل ما نحن فیه خواهد شد.
از آیات قرآن خب یک سری آیات را امروز میخوانیم، روزهای بعد هم آیات و روایات دیگری که هست اینها را بیان میکنیم.
یکی از آن آیات، یکی قاعدۀ احسان است. البته در قواعد فقهیه ای که مورد بحث قرار خواهد گرفت یکی همین قاعدۀ احسان است... مٰا عَلَى اَلْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿التوبة، ٩١﴾ بحث مفصل و مشروح و موارد اجرای این قاعده که از موارد خیلی مبتلا به است، این بعد می آید. ولی علی ایِّ حال آنچه که الان برای ما مفید است این است که احسان یعنی شخصی که در مقام جلب رضای خداست، در مقام استجلاب رضای پروردگار است هم برای خود و هم برای دیگران، این مقام، مقام احسان است. کسی که برای شخصی دلالت بر خیر میکند اتفاقاً مسأله غیر از آن واقع میشود، هذا محسنٌ.

