جلسه ۱۴
9یک وقت قضیه مشخص است، یک وقت آن زن میداند که این از روی عناد و واقعاً دست از اسلام برداشته و مسخره میکند و میگوید اصلاً من از دین میخواهم بیایم بیرون، نمیخواهم این دین را! نمیخواهم. اگر زن این مطلب را بداند، صرف ثبوت این قضیه برای زن، خودش منجّز است. خود صرف ثبوت این قضیه چطور این که بعداً ان شاء اللَه میآئیم شرح می دهیم، این خودش برای زن منجّز است و همین طور برای افرادی که میدانند. حتی افرادی که[این مطلب را] میدانند میتوانند احکام متعاقب بر این را انجام بدهند، یعنی حتی نیاز به محکمه هم ندارد این قضیه، برای آن افرادی که علم دارندها نه اینکه صرفاً یک مطلبی را بشنوند و بخواهند ترتیب اثر بدهند، نه، واقعاً شخصی که عالم است و نسبت به خصوصیات این وارد است و این میداند که این خلاصه اصلاً آمده و با وجود ادله و اینها، این خروج عن الاسلام پیدا کرده است، خب این احکام در اینجا بار می شود.
صحبت در این است که نه، خیلی از اینها اصلاً نمیدانند، انسان با اینها که صحبت میکند برمیگردند. میگویند اصلاً ما حجاب را جزو دین نمیدانیم، حجاب بیخود است، وقتی که با او حرف میزنیم قبول میکند، این را که نمیتوانیم بگوئیم مرتد است. یا بگوید اصلاً ما نماز را قبول نداریم، نماز برای چه است؟ اما وقتی که با او صحبت میکنیم و آن جنبۀ روحی و ربط انسان را که حقیقت و اصالت برای حقیقت انسان است برای او شرح میدهیم و بقاء و حیات روح را ما مستند به صلاة و صیام و عبادات میدانیم، این قبول میکند. یا بسیاری از افراد هستند که اینها فرض کنید من باب مثال حج و اینها را قبول ندارند میگویند آقا حج چیست که آدم برود دور سنگ و اینها بگردد؟ خب نبودند و در یک محیطی بودند که این مطالب برای آنها بیان نشده است، وقتی که انسان میآید فلسفۀ حج را برای اینها شرح میدهد اینها قبول میکنند و خودشان هم با اشتیاق میروند. ما که نمیتوانیم...! به صرف اینکه بگویند ما نمیدانیم و قبول نداریم و اینها...، خب ضروریتر از حج شما چیزی سراغ دارید؟ به شما بگویند آقا ما حج را قبول نداریم، خب اگر حج را قبول ندارد فوراً او را به مسلسل میبندید؟ طالبان هم این کار را نمیکنند! باید یک خورده با اینها تأمل کرد، صبر کرد و خلاصه با اینها باید صحبت کرد و...

