جلسه ۱۴
6در[باب] روایات، روایتی که عرض شد در اینجا میشود مورد تأمل قرار بگیرد یکی حدیث رفع است که البته حدیث رفع به طُرق مختلفی بیان شده. در بعضی جاها رُفِعَ عن امتی تسعه است: الخطأ و النسیان و ما لایعلمون و ما لایطیقون و ما اضطروا الیه و ما استکره علیه.
در یک روایتی که در کافی جلد ٢ است عن ابی عبداللَه علیه السلام قال، قال رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم: وُضِعَ عن امتی تسع خصال: الخطأ و النسیان و ما لایعلمون و ما لایطیقون و ما اضطروا الیه و ما استکره علیه. این روایت به دو طریق رُفعَ و وُضعَ روایت شده است.
مرحوم شیخ در مورد این روایت بحث مفصّلی دارند و دقّتی دارند. آنچه که موجب استدلال ما در این روایت است، عبارتهای مختلفی است که در این روایت آمده. یکی از آن عبارتها ما لایعلمون است. در ما لایعلمون که بر جهل تعلّق میگیرد احکام، در اینجا عواقب و آثار مترتبۀ بر علم را از جهل برمیدارد. ما لا یعلمون یعنی عدم العلم.
ما لایعلمون، این به ظهورش هم شامل میشود به عدم العلم بدوی در شبهات بدویه و هم به عدم العلم استمراری در شبهات مستمرۀ متعاقبۀ بر این علم بالاحکام و شکّ بعد العلم یا بالاعتقادات و شکّ بعد الاعتقادات. در شبهات بدویه چه شبهات، شبهات حکمیّه باشد یا اینکه شبهات، شبهات موضوعیه باشد، این عدم العلم در اینجا صادق است. رفع تکلیف در اینجا صادق است. به عبارت دیگر در شبهاتی که ما میتوانیم قاعدۀ برائت اصلیه را در اینجا جاری بکنیم این آثار متعاقب بر شبهه و بر عدم العلم در اینجا بار میشود و برائت و اصالة عدم الحذر هم راجع به مأکولات میآید هم راجع به ملبوسات میآید هم راجع به موضوعات میآید هم راجع به احکام میآید الّا در آن مواردی که در آن موارد احتیاط لازم است که دماء و فروج و اعراض باشد و طبق آنچه که در بحث در برائت آنجا مطرح شده که حالا اگر خدا بخواهد آیا ما در بحث اصولمان میرسیم به بحث برائت یا نه، در آنجا میآییم عرض میکنیم اگر چنانچه در موردش هست، در هر جایی نمیتوان برائت اصلیه را در آنجا جاری کرد و این برائت نیازی به دلیل دارد. بله در آن مواردی که لاشکّ و لا شبهه هست یکی موارد طهارات و نجاسات است، یکی هم ماکولات است که برائت بلا شک و لا شبهه در این موارد جاری است الّا اینکه خب در بعضی از آنها احتیاط مستحسن است...

