جلسه ۱۴
13یک روایت دیگری هم داریم در جلد اوّل کافی صفحۀ ٤٣: عن زرارة بن اَعین قال سئلت ابا جعفر علیه السلام ما حق اللَه علی العباد؟ حق خدا بر عباد چیست؟ یعنی آن تکلیفی که بر عهدۀ عباد است که بواسطۀ آن تکلیف، حقّی لله به خدا تعلق میگیرد، قال ان یقولوا ما یعلمون و یقفوا عند ما لایعلمون، این حق اللَه علی العباد است. خب این هم دلیل بر همین حدیث رفع است دیگر. یعنی آن مسألهای را که میدانند بگویند که خب در یقفوا عند ما لا یعلمون، در آنجا ما میآئیم و این بحث را میکنیم که یقفوا عند ما لا یعلمون به مقام اثبات و اظهار برمیگردد یا پیش خودشان که غیر از آن هست.
ان یقولوا ما یعلمون، بگویند آنچه را که میدانند، پس بنابراین ممکن است یک شخصی فرض کنید من باب مثال، این یک عقیدهای داشته باشد، آن عقیده را حق میداند و بعد هم عقیدهاش برمیگردد و باز آن عقیده را بر حق میداند. پس بنابراین، این علم را در اینجا منجز برای قول و عدم العلم را برای عدم القول، حضرت در اینجا قرار داده، این حق اللَه علی العباد است. یعنی آنچه را که میدانند نباید آن را مخفی بکنند. اخفاء در علم حرام است و بواسطۀ این ما استفاده میکنیم که اگر شخصی علم به یک خلاف ضروریی از ضروریات دین داشت، اگر واقعاً علم داشت، از روی ادله، این فرد نسبت به این مسئله علم پیدا کرد و علم هم در اختیار انسان نیست، پس بنابراین ما می توانیم که قائل بشویم بر این که این شخص مستثنی است و جدا از این بحث ارتداد ما است.
اللَهم صل علی محمد و آل محمد

