جلسه ۱۴
12فرض کنید الآن من میدانم این آب است یا این کاغذ الان سفید است، آیا من نفساً طاقت دارم که سواد را بر این قرطاس حمل کنم؟ اصلاً طاقت این را ندارم، نمیتوانم، در قدرت من نیست. اگر شما مرا با شلاق بزنید با تازیانه و ؟ بر سر من بزنید، فوقش من کاری که انجام میدهم در مقام اثبات از روی تقیه و خوف بگویم که این اسود است امّا اینکه من در باطن، چون ارتداد به باطن برمیگردد دیگر، در باطن معتقد بشوم بر اینکه این اسود است، این اصلاً در طاقت من نیست.
پس بنابراین فقرۀ دوّم در حدیث رفع، ما لایطیقون، این هم میتواند شاهد بشود برای اینکه اگر مکلّفی از روی شبههای، لِغَرَضٍ من الاغراض و لِجِهةٍ من الجهات و لِداعٍ من الدواعی، اعتقاد مخالف حتی نسبت به یکی ضروریی از ضروریات دین برای او پیدا شد، این الآن...، و یکی از مسائلی که الآن بسیار مسئلۀ مهم و قابل بحثی است این است که در خود قرآن، الآن در اینجا بعضیها ممکن است که تشکیک بکنند و خب با توجه به اینکه بسیاری از آیات قرآن، آیات متشابه است، پس بنابراین میتوانند تشکیک بکنند. اخیراً بعضی از همین افراد، حجیت ظهور را از قرآن برداشتند دیگر، می گویند قرآن مربوط به مشافهین است- یعنی همین صرف اقامۀ دعوا- پس بنابراین برای ما حجیّت ندارد! یعنی یکی از ضروریترین ضروریات دین را که حجّیت قرآن است بالنسبه به مشافهین و غیر مشافهین الی ابد الآباد و الی یوم القیامه، ما میبینیم یک عالم دینی آمده این زمینه را انکار میکند و حجیّت را از ظهورات قرآن بر می دارد، خب حالا می توانیم بگوییم این آقا مرتد است؟ نه، لشبهةٍ من الشبهات این حکم برایش پیش آمده، با این که این خیلی مسئلۀ مهمی است دیگر، این اصلاً از اساس، قرآن را زدن است دیگر، یعنی ححیت قرآن را از بین بردن است. خب بحثش هم قبلاً بود دیگر، اگر یاد شریف آقایان باشد پارسال ما این بحث را کردیم. خب در اینجا هم این مسأله هست.

