جلسه ۱۴
10پس بنابراین حدیث رفع، این فقرۀ ما لایعلمون اش همان طوری که عرض شد شامل جهل و شک بدوی و همین طور شک و جهل مرکب استمراری در صورتی که این جهل مرکب، عن تقصیرٍ نباشد بلکه عن قصورٍ باشد هم می شود چطوری که قبلاً عرض کردیم. ادله برایش این طور روشن شده، تا به حال دلیل برایش این افاده را میکرد و الآن افادۀ دلیل تغییر پیدا کرده. این یک امر عادی است و هیچ اشکالی ندارد. دیگر حالا راجع به این قضیه زیاد صحبت نمیکنیم. فقط به این مقدار که ما لایعلمون هم به شک بدوی و همین طور به شک و جهل استمراری هم سرایت دارد.
فقرۀ دومی که در حدیث رفع میتوانیم آن را مورد استشهاد قرار بدهیم و ما لایطیقون است. الخطاء و النسیان و ما لایعلمون و ما لایطیقون. ما لایطیقون یعنی آنچه را که در طاقت آنها نیست، در توان آنها نیست، برای حصول به آن اینها طاقت ندارند. و این هم ظهور دارد در طاقت بدنی و در قوه و طاقت ظاهری و هم ظهور دارد در طاقت معنوی و در قوۀ معنوی و طاقت علمی، در هر دو ظهور دارد. در مورد طاقت بدنی خب داریم که مثلاً فرض کنید در مورد افرادی که صوم از آنها برداشته میشود … وَ عَلَى اَلَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعٰامُ مِسْكِينٍ… ﴿البقرة، ١٨٤﴾ یعنی اینها توان و قدرتشان مساوی با صوم است یعنی صوم می آید و با طاقت آنها برابری میکند، تساوی هست بین صوم و بین طاقت. وقتی که شب میشود و موقع افطار، دیگر اینها طاقت ندارند، توان ندارند. اینها باید فدیه بدهند، اینها باید کفاره بدهند. صوم برای افرادی واجب است که بعد از صوم و بعد از افطار هنوز طاقت دارند، آنها میتوانند این صوم را انجام بدهند. آن وقت ما میتوانیم متفرعات کثیرهای را بر این مسأله بار کنیم.

