جلسه ۱۴
2آیاتی در این زمینه هست. حالا ما هم در همین ادلّه باز میآییم بیان میکنیم، حالا دسته بندی آنها بر عهدۀ خود رفقا که اینها بعد باید دسته بندی و منظم بشود چون پس و پیش است. الآن من داشتم به آقای کرمی عرض میکردم که خلاصه، حالا احتمال میدهم ان شاء اللَه دائماً وضعیتمان بهتر میشود ولی این مشکلاتی که در این مدّت برای ما بود، در این مدّت ...، ما تقریباً در این مدّت از مایه میخوردیم و دائماً از مایه کم میشد تا جائی که یک اثر تکوینی و وضعی گذاشته روی ما. حالا سلّانه، سلّانه خودمان را میکشیم تا ببینیم خدا چه می خواهد دیگر.
سؤال: ٢٥ سال شد؟
جواب: ان شاء اللَه که این انعزال از قضایا و مسائل خودش مُمد و مؤید بشود و خلاصه کم کم بخواهیم جبران بکنیم. در هر صورت خیلی خارج از کوپنمان صرف کردیم
سؤال: از جان مایه گذاشتید.
جواب: خیلی [فشار زیاد] بود، بله، یعنی یک تأثیر وضعی گذاشته. مثل کسی که تمام توانش را خرج کرده باشد و همین طور...! آنقدر خلاف توقّع همین طور پی در پی بود که خب طبعاً قضایا و مسائل خیلی دیگر عجیب بود به طوری که اصلاً در منزل بودیم انگار که در منزل نبودیم حتی این مسائل روی خوابمان خیلی مؤثر بود ، روی غذایمان، ناراحتیهای معده مان که دوباره عود کرده بود.
الآن احساس میکنم اگر خدا بخواهد این مسائل و درگیریها دیگر نباشد و فقط [به بحثمان بپردازیم] ولی در هر صورت[این مسائل] کار خودش را کرد حالا تا ببینیم خدا کی میخواهد جبران بکند. من آن موقع یادم هست در سابق، سابق یعنی حدود یکی دو سال پیش مثلاً بود، یادم است وقتی که چهار ساعت مطالعه میکردم تازه احساس خستگی میکردم. ٤ ساعت یک سره نه اینکه مثلاً بینش فاصله بیافتد، چایی بخوریم، میوه ای بخوریم، نه، همین طور یکسره! الآن شاید به سه ربع نمیرسد، سه ربع، دیگر خسته میشوم، باید یک ربعی بینش یک قدمی بزنم، بروم توی حیاط فقط یک قدمی بزنم و برگردم تا مثلاً بتوانم دوباره ادامه بدهم. حالا این طور است دیگر تا خدا چه بخواهد. لذا خیلی از اوقات میشود که در مطالعاتم میبینم مثلاً در جمع آوری و حیازت قضایا، مطالبی مثلاً در دو روز گذشتهاش به ذهنم نرسیده که جایش بوده در آنجا مطرح بشود، شما باید احساس بکنید که مطالب گاهی اوقات پس و پیش میشود امّا اگر خدا بخواهد و بدایی پیش نیاید احساس میکنم که به سمت روال طبیعی خودمان ان شاء اللَه حرکت میکنیم. حداقلش این هست اگر خدا بخواهد. این رفت و آمدها خیلی انسان را از بین میبرد. وقت انسان را خیلی تلف میکند. همین آمدنها و ملاقاتها خیلی وقت را میگیرد.

