جلسه ۱۴
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحث راجع به تحقّق یا عدم تحقّق ارتداد بود با تبدّل عقیده و کیفیت تبدّل اعتقاد حق به اعتقاد مخالف.
عرض شد که ارتداد به صرف تبدّل و تغییر عقیدۀ حقّه به عقیدۀ غیر حقّه محقّق نمیشود زیرا احکام مترتبۀ بر ارتداد، به نفس الارتداد برمیگردد و ما با توجه به ادلّهای که این ادلّه، رفع حذر و محذوریت را از مکلّف میکند، در صورت تبدّل نمیتوانیم حکم به ارتداد کنیم.
آیات قرآن در این زمینه عرض شد و باز هم من اگر آیاتی پیدا کردم یا اینکه اگر خود رفقا آیاتی را پیدا کردند که در این زمینه هست که تکلیف را بر اساس علم و قدرت قرار میدهد و جهل را نسبت به موضوع یا به حکم در صورتی که جهل عن قصورٍ باشد نه عن تقصیرٍ که خطاب هل لا تعلّمت به او تعلّق بگیرد این جهل را مؤمِّن از عقاب میداند، این آیات خب بسیار است
سؤال: آیا استضعاف در اینجا شاملش نمیشود؟
جواب: بله استضعاف هست. استضعاف یا در موضوع هست یا در حکم است. استضعاف در هجرت است یا استضعاف در اعتقاد به عقاید خلاف است، تمام این موارد، موارد استضعاف است.
سؤال: آیات ظاهراً شامل آخری میشود؟
جواب: بله؟
سؤال: حد اعلا را میگیرد دیگر؟
جواب: بله، عرض کردم از حدّ پایین گرفته، آنهایی که متدین به دین حق هستند امّا در تحت شرایط غیر منطقی قرار دارند و نمیتوانند مهاجرت کنند و نمیتوانند اظهار مسلک و آن مکتب حق خودشان را بکنند، اینها شامل استضعاف میشوند و همین طور آنهایی که دارای عقیدۀ مخالف هستند، غیر حقّه هستند و در تحت شرایط غیر منطقی و در تحت شرایط خاص، بلاغ و ابلاغ برای آنها تحقّق پیدا نکرده، خب اینها هم همه جزو مستضعفین هستند دیگر. یا اینکه خب مبانی آنها مبانی مختلفی شده که حالا عرض میکنم در باب حدیث رفع که چطور عدم العلم، عدم العلم بدوی و عدم العلم استمراری است.

