اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مستحیل بودن حکم به ارتداد در صورت عدم عناد

نقش جهل، شک و اکراه اعتقادی در نفی مسئولیت کیفری

14٬220
فقه

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی شرایط تعلق تکالیف شرعی و موانع اجرای احکام سنگین مانند ارتداد می‌پردازند. بحث با تبیین نقش عقل و علم در تعیین حدود تکالیف آغاز شده و نشان داده می‌شود که تکالیف الهی همواره دایرمدار میزان معرفت، قدرت علمی و توانایی‌های مکلّف است. در ادامه با استناد به آیات قرآن کریم همچون آیاتی از سوره بقره و طلاق و همچنین روایات معتبری مانند حدیث رفع، ابعاد گوناگون جهل به حکم یا موضوع و پدیده‌هایی چون شک و تردیدهای ناخواسته تحلیل می‌شود. استاد تبیین می‌کنند که چگونه محیط تربیتی، کاستی‌های علمی و هجوم شبهات می‌توانند اراده و جزم فکری مکلّف را تحت‌الشعاع قرار دهند. در بخش پایانی ضمن اشاره به مفهوم گسترده اکراه و تأثیر غلبه وساوس و خوف بر تصمیم‌گیری افراد، تأکید می‌شود که در غیاب عناد و قصد مقاومت در برابر حق، حکم به ارتداد نه‌تنها شرعاً بلکه عقلاً محال است و چنین اشخاصی مشمول آثار فقهی کفر نخواهند شد

مستحیل بودن حکم به ارتداد در صورت عدم عناد

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی شرایط تعلق تکالیف شرعی و موانع اجرای احکام سنگین مانند ارتداد می‌پردازند. بحث با تبیین نقش عقل و علم در تعیین حدود تکالیف آغاز شده و نشان داده می‌شود که تکالیف الهی همواره دایرمدار میزان معرفت، قدرت علمی و توانایی‌های مکلّف است. در ادامه با استناد به آیات قرآن کریم همچون آیاتی از سوره بقره و طلاق و همچنین روایات معتبری مانند حدیث رفع، ابعاد گوناگون جهل به حکم یا موضوع و پدیده‌هایی چون شک و تردیدهای ناخواسته تحلیل می‌شود. استاد تبیین می‌کنند که چگونه محیط تربیتی، کاستی‌های علمی و هجوم شبهات می‌توانند اراده و جزم فکری مکلّف را تحت‌الشعاع قرار دهند. در بخش پایانی ضمن اشاره به مفهوم گسترده اکراه و تأثیر غلبه وساوس و خوف بر تصمیم‌گیری افراد، تأکید می‌شود که در غیاب عناد و قصد مقاومت در برابر حق، حکم به ارتداد نه‌تنها شرعاً بلکه عقلاً محال است و چنین اشخاصی مشمول آثار فقهی کفر نخواهند شد

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مستحیل بودن حکم به ارتداد در صورت عدم عناد

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • در جلسات قبل عرض شد که اساس تکلیف بر محوریّت عقل است. عقل به‌معنای قوّۀ ممیّزه و مشخّصۀ حق از باطل است. بر این اساس اگر فردی از نقطه‌نظر قوّۀ عاقله دچار ضعف باشد، از دایرۀ تکلیف خارج می‌شود یا کسی که ضعف او به حدّی است که نمی‌تواند آن‌طور که بایدوشاید مصالح و مفاسد خود را تمییز دهد، چنین شخصی هم از نقطه‌نظر تکلیف در محدودیتی قرار می‌گیرد.

  • علم و جهل دو مشخصه برای تعلّق و عدم تعلّق تکلیف

  • روی ‌این ‌حساب، علم و جهل دو مشخصه برای تعلّق و عدم تعلّق تکلیف می‌باشند؛ علم در مقام تنجّز و فعلیت تکلیف و جهل در مقام انشاء.

  • شرط تعلّق حکم بر مکلّف

  • جاهل در مقام انشاء مکلّف است، در مقام تنجّز تکلیف مکلّف نیست. و همان‌طور که برای تعلّق حکم بر موضوعی تحقّق آن موضوع شرط است، برای تعلّق حکم بر مکلّف موضوعیت علم او هم شرط خواهد بود.

  • در این باب آیاتی از قرآن کریم هست که دلالت بر مطلوب دارند.

  • معنای وسع در آیۀ شریفۀ ﴿لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلاّ وُسْعَهَا﴾

  • یکی از آن آیات ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾ 1یا ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾2 « وُسع» در اینجا فقط به‌‌معنای قدرت ظاهر نیست بلکه معنای عام و شمولی نسبت به قدرت ظاهری و نسبت به مدرکات عقلی و مدرکات علمی برای تعلّق تکلیف دارد. ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾ یعنی تکلیف براساس مقدار معرفت و قدرت بر حکم تعلّق می‌گیرد یا بر مقدار قدرت و توان ظاهری برای انسان پیدا می‌شود.

  • روی‌ این‌ اصل، آن مطلبی که ما عرض کردیم که موضوع برای تکلیف، اوّل: عقل و علم به احکام و دوم: قدرت بدنی و قدرت ظاهری است، در این آیه جای خود را پیدا می‌کند. ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾ یعنی هر تکلیفی که به هر نفسی تعلّق بگیرد به میزان و مقدار وسعت او است. اوّل: وسعت عقلانی و مقدار سعۀ عقلانی و علمی که دارد دوم: به‌مقدار ظرفیت و توان و قدرت جسمانی که دارد. البته ما خیلی روی این آیه بحث نمی‌کنیم، فقط همین‌طور به‌نحو اجمال می‌گوییم چون مطلب زیاد است. فقط از باب اینکه این ادّله، ادلّه‌ای هستند که تعلّق و عدم تعلّق تکلیف را نسبت به مورد برای ما بیان می‌کنند.

    1. . سوره بقره (2) آیه 286.
    2. . سوره طلاق (65) آیه 7. معادشناسی، ج 3، ص 56:
      «خداوند به صاحب نفسى تكليف ننموده است مگر به مقدارى كه از قدرت و توان به او عنايت نموده است.»
/ 380