اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۳

0
فقه
نسخه عربی

جلسه ۱۳

8
  • من یک قضیه ای را در اینجا سراغ دارم که می توانم بگویم که این مصداق برای این مورد باشد. یکی از همین افراد بود که - می شناسم او را- رفته بود در خارج، در آمریکا، این یک دختر آمریکایی مسیحی را گرفته بود و مسلمان شده بود و سه تا پسر و دختر هم از این آورد، اتفاقاً سید هم هست و همۀ بچه هایش هم سیّد بودند. و این یک مسافرتی می کند می رود در یکجایی، وقتی که بر می گردد می بیند زنش در منزل نیست[بعد از این که قضیه را بررسی می کند] متوجه می شود که این زن دوباره رفته و نصرانی شده. خلاصه در عین این که این زن واقعاً شوهرش را دوست داشته و همین طور گریه می کرده، عیال خود این شخص بوده که این قضیه را داشت برای من نقل می کرد، می گفت این زن عجیب گریه می کرد ولی چنان او را ترسانده بودند از عقاب، ابوین و والدین و قوم و خویشهای او، که این عقاب بر او غلبه کرده بود، یعنی این حالت خوف از عقاب آمده بوده و موجب شده بود که حتی این شوهرش را هم رها بکند و ترک بکند. این همان جهت اکراه است رفع مااستکره علیه. یعنی جوری افراد با بیانات و خصوصیات مختلف می آیند و ذهن او را در اشغال خودشان در می آورند که مکرهاً، نه اکراه به معنای عدم اختیار بلکه غلبۀ وساوس و غلبۀ این کلمات جوری باشد که این فرد را از دین برگرداند. این هم باز مصداق برای این نخواهد بود.

  • وقتی که آمده بود این را شرح داده بود برای افراد، این ها گفتند بله این از تو جدا است و این احتیاج به طلاق ندارد، اتفاقاً داشت این قضیّه را جلوی مرحوم آقا بیان می کرد، آن جوان داشت همین قضیّه را جلوی ایشان نقل می کرد و ایشان البته صحبت نکردند، بعد من گفتم اصلاً معلوم نیست که این زن نصرانی شده باشد با این خصوصیاتی که این جوان الان دارد تعریف می کند، این زن در یک محاصره قرار گرفته، ذهن و فکر او در یک محاصره قرار گرفته به نحوی که خوف بر او [غلبه کرده.] این را باید گذاشت یک مقداری زمان بگذرد، یک مقداری جریانات عبور کند، آن خوف کم کم بریزد بعد آن وقت آمد و مثلاً با او صحبت کرد. لذا در این جا محکمه حکم به ترک و باطل شدن انتسابش کرد، آن انتساب به زوجیت و فلان و این حرفها را در خود ایران باطل کردند و گفتند که آن هم برود شوهر کند! ظاهراً آن هم رفت شوهر کرد. یعنی شرایط، شرایط مناسبی برای او نبود که بیاید دوباره...، کسی با او صحبت کند و مثلاً بگوید چه اشکالی دارد نصرانی باش، کسی نگفت مسلمان بشوی، همان نصرانیت که هست باش حالا بعضی از این احکام را خواستی قبول کن بعضی از این ها را قبول نکن. حالا آرام، آرام بیاید بعد از یک مدت زمانی قضیه را برایش روشن بکند، با توجه به این که زن هم بوده و این ها، این ممکن است که...