جلسه ۱۳
5یکی از آن ادله و آیاتی که در قرآن هست قُلْ فَلِلّٰهِ اَلْحُجَّةُ اَلْبٰالِغَةُ … ﴿الأنعام، ١٤٩﴾ است. ببینید حجت را با لام اختصاص متعلّق به اللَه می داند یعنی حجّت اختصاص به اللَه دارد. فَلِلّٰهِ اَلْحُجَّةُ اَلْبٰالِغَةُ به نفع خداست، برای خداست، اختصاص به خدا دارد حجّت وآن دلیلی که آن دلیل، دلیل بالغ است. یعنی آن احکامی که مترتب بر تکلیف است، آن احکام باید مترتب بر حججی باشد که نتواند در آن حجج خللی وارد بشود، نقص در آن حجّت وارد بشود.
اگر من باب مثال در بعضی از مواقع نقصی بر این وارد شد، احتمال خلافی در اینجا وجود داشت اختصاص حجّت به اللَه در اینجا منتفی خواهد شد. حجّت در اینجا به مکلّفین هم تعلّق می گیرد. مکلّف بگوید الان من با این دلیل آمدم این حکم را پذیرفتم، با این روایت آمدم این حکم را پذیرفتم، با این ظهور علمی و فرهنگی و تربیتی من آمدم این مطلب را پذیرفتم و فکر کردم و عقل من برای خلافش ضرورتی در اینجا پیدا نکرد، به عبارت دیگر امکان خاصّ را من در اینجا برای این قضیه احراز کردم یا اینکه امکان عام را در ناحیۀ ثبوت من در اینجا احراز کردم خب در این صورت این اختصاص فَلِلّٰهِ اَلْحُجَّةُ اَلْبٰالِغَةُ اختصاص حجت به اللَه در این صورت منتفی خواهد شد چون فقط حجّت را اختصاص به اللَه داده است. یعنی دلیل مختّص به اللَه است، برهان مختّص به اللَه است، حجّت ملزمه و مُنجِّزه اختصاص به اللَه دارد یعنی اگر اللَه بخواهد عقاب کند یک شخصی را، آن شخص به هیچ وجه من الوجوه نباید حجّت مخالفه با حجّت اللَه داشته باشد، اگر داشته باشد اختصاصِ حجّت به اللَه در اینجا منتفی خواهد شد چون آن هم حجّت دارد دیگر، آن آن هم دلیل دارد. پس بنابراین تطرُّق احتمال در حجّتی که خداوند می آورد احتمال در اینجا نباید تطرق پیدا بکند باید من جمیع الجهات این دلیلی که به واسطۀ آن دلیل، خداوند متعال مکلّفی را عقاب می کند من جمیع الجهات احتمال خلاف، معارضۀ با این دلیل نشود و ما می بینیم که احتمال خلاف در این جا هست. این هم یکی از آیات.

