جلسه ۱۲
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
من حیث المجموع، روایاتی که در باب ارتداد بود و همچنین احکامی که مترتب بر ارتداد بود از قبیل قتل و حبس و افتراق زوجیت و تقسیم اموال بین ورّاث، اینها را بیان کردیم.
در مورد روایات از آنجایی که روایات مختلفی در این باب هست و بعضی از آنها در نظرۀ اولیه موجب تضاّد در [بین] معانی و مدالیل آنها [می شوند] مطالبی عرض شد و ما در بحث روایات به یک معنای وسیعی از شرک و کفر و ارتداد میرسیم که آن معنا در بسیاری از افراد متحقق است و قطعاً منظور از ارتداد، این معنای وسیع نیست بلکه معنای خاصی است که آن معنای خاص، موجب ترتب این احکام است و با توجه به موارد مختلفی که در بحث ارتداد هست، این طور به نظر رسید که دسته بندی روایات را گرچه یک دسته بندی اجمالی کردیم امّا از نقطۀ نظر مصادیق مختلفه ای که آنها دارند، این دستهبندی را به وقت دیگری موکول کنیم.
فرض کنید که در بعضی از روایات حکم کفر به مُجبره یا به افراد مفوّضه داده، یا اینکه حکم کفر و شرک به تدیّن به یک مسألۀ خلاف داده ولو اینکه آن مسأله از ضروریات نباشد و یا اینکه در بعضی از این روایات به منکر ضروری، یعنی خب در لسان روایات جنبۀ ؟ ضروری که نیست، به آن فرائض حتی جهت شرک و کفر را نداده، در بعضی از آنها غلات را کافر و مشرک و موجب اعدام آوردهاند. کیفیت عمل امیر المؤمنین علیه السلام با غلات، خب برای ما موجب یک نظر در این احکام و روایات هست. در قبال آن ما می بینیم که مواردی هست که ترتب این عواقب و احکام در آنها نشده. این مسائل مختلفی که در اینجا هست تمام اینها معلول عدم توجه کافی به مسألۀ ارتداد و به حقیقت ارتداد است و اختلافی که در عبارات و کلمات فقهاء مشاهده میشود این اختلاف ناشی می شود از اینکه به این مسأله آن طور که باید و شاید، نپرداختند یا اینکه بعضی از ادلّه و بعضی از آن نظرات ممکن است از دید آنها مخفی باشد، چطور اینکه از دید ما هم شاید مخفی باشد، کلّنا ندّعی وصلاً للیلی. ما نمیتوانیم مدّعی باشیم بر اینکه همۀ موارد را استقصاء کردیم. هر کسی بر طبق نظر و بر طبق فحصی که دارد به همان مقدار خب طبعاً مکّلف است. این مسألۀ روایات و اینها را ما باید برای زمان دیگری قرار بدهیم و فعلاً از امروز به مسألۀ اساسی که دخالت عقل و علم در ترتب احکام است میپردازیم.

