اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

دخالت عقل و علم در ترتّب احکام

بررسی شرایط تکلیف و تاثیر رشد عقلی بر اجرای حدود

14٬226
فقه

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث اساسی فقهی یعنی نقش عقل و علم در ترتب احکام پرداخته‌اند. بحث از این نقطه آغاز می‌شود که عقل به عنوان حجر اساسی و شرط نخست تعلّق تکلیف الهی شناخته می‌شود و تکالیف دینی دائرمدار احراز مصالح و مفاسد توسط مخاطب مستعد است. در ادامه، با استناد به مبانی فقهی و روایی، تفاوت احکام میان افراد فاقد رشد عقلی کامل و سایرین تبیین شده و به این نکته اشاره می‌شود که چگونه تبیین صحیح علم، جهل و توانایی مکلف در باب ارتداد، پاسخگوی بسیاری از پرسش‌ها پیرامون آزادی فکر و اندیشه در اسلام است. در پایان نیز روشن می‌شود که شناخت دقیق این مبانی عقلی، گره‌گشای فهم صحیح متون دینی و احکام مترتب بر آن خواهد بود.

دخالت عقل و علم در ترتّب احکام

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث اساسی فقهی یعنی نقش عقل و علم در ترتب احکام پرداخته‌اند. بحث از این نقطه آغاز می‌شود که عقل به عنوان حجر اساسی و شرط نخست تعلّق تکلیف الهی شناخته می‌شود و تکالیف دینی دائرمدار احراز مصالح و مفاسد توسط مخاطب مستعد است. در ادامه، با استناد به مبانی فقهی و روایی، تفاوت احکام میان افراد فاقد رشد عقلی کامل و سایرین تبیین شده و به این نکته اشاره می‌شود که چگونه تبیین صحیح علم، جهل و توانایی مکلف در باب ارتداد، پاسخگوی بسیاری از پرسش‌ها پیرامون آزادی فکر و اندیشه در اسلام است. در پایان نیز روشن می‌شود که شناخت دقیق این مبانی عقلی، گره‌گشای فهم صحیح متون دینی و احکام مترتب بر آن خواهد بود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

دخالت عقل و علم در ترتّب احکام

4
  • تلمیذ: نسبت به مصالح و مفاسد تشخیص ندارد. امر مولا دلالت بر مصالح و مفاسد می‌کند مگر اینکه در اینجا بگوییم که چون عقل ندارد نمی‌تواند مصالح و مفاسد را بفهمد. اختیار هم سلب می‌شود دیگر چون اختیار ندارد.

  • استاد: امر مولا که دلالت بر مصالح و مفاسد می‌کند؛ بر مصالح و مفاسد مترتّبۀ بر شعور و ادراک مکلّف دلالت می‌کند. چرا خطاب مولا به نائم تعلق نمی‌گیرد؟! به‌خاطر اینکه نائم موقعیت خودش را درقبال مولا احراز نکرده است. مولا باید در مرحلۀ اوّل، شخص مستعدّ برای القای امر و نهی را پیدا کند و بعد امر و نهی را به او القاء کند. مولا که نمی‌تواند اوامر و نواهی را به دیوار القاء کند، مولا که نمی‌تواند اوامر و نواهی را به این فرش القاء کند! در وهلۀ اوّل باید فرد مستعدّ برای مقام تخاطب در القای اوامر و نواهی پیدا شود. آیا صبی فرد مستعد است یا نیست؟! نیست! آیا رضیع فرد مستعد است یا نیست؟! رضیع نمی‌تواند از جای خود تکان بخورد!

  • اگر به یاد داشته باشید یک‌‌وقت بحثی را داشتیم مبنی بر اینکه احکام مترتّب بر موضوعات هستند، و شرایط است که موجب تحقق موضوعات است. و آن بحث حجاب و نکاح و بحث‌های دیگر مثل تعلق اوامر یا نواهی بر عاجز که چطور می‌تواند باشد مثلاً آیۀ ﴿قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ وَيَحۡفَظُواْ فُرُوجَهُمۡ﴾1 آیا این خطاب متعلق به اعمیٰ است یا نه؟‌ متعلق نیست، چون موضوع در اینجا محقق نیست. موضوع غضّ بصر است و بصر در اینجا نیست. بصر از باب عدم و ملکه است. خطاب غضّ بصر در موقع و ظرفی است که در آنجا بصر باشد. وقتی که بصر نبود خطابی هم نیست. مثل اینکه اگر خطاب به موضوعی تعلّق بگیرد که شرط برای تحقق خطاب در آنجا منتفی باشد، پس دراین‌صورت باید بگوییم که خطاب به مجنون هم تعلّق می‌گیرد، خطاب به کشیمن2 و وزن فرد که تعلّق نمی‌گیرد بلکه خطاب به ظرفیت تلقّی مخاطب است، مخاطب باید مخاطبی باشد که بتواند خطاب را تلّقی کند. اگر مخاطب مجنون باشد، مولا هزار دفعه هم به او بگوید که «لا تَزْنِ» یا هزار دفعه به او بگوید که «صَلّ» یا هزار دفعه به او بگوید که «صُم»، چطور می‌تواند تلّقی کند؟! اصلاً معنا ندارد! لذا القاء خطاب به مجنون از مولای حکیم لغو است و اصلاً از مولای عرفی لغو است، چه برسد به مولای حکیم! عقل شرط اساسی برای این مسئله است.

    1. . سوره نور (24) آیه 30.
    2. . لغت‌نامه دهخدا: «کشیمنی: با پیمایش. به‌وزن. مقابل عددی چنان‌که نان را آن‌گاه که در ترازو کشند کشیمنی گویند و آن‌گاه که یک‌یک بی کشیدن فروشند عددی نامند.»
/ 380