اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۲

0
فقه

فصل پنجم: دخالت عقل و علم در ترتب احکام

نسخه عربی

جلسه ۱۲

5
  • پس آن حجر اساسی و محور برای تکلیف، آن در وهلۀ اول مسألۀ عقل است. مسألۀ عقل یعنی آن کیفیت ارتباط انسان با مبدأ، احراز موقعیت انسان با آن مبدأ. این مطلب هم مطلب بسیار مهمّی است.

  • بر این اساس روایاتی که در مورد مرأه است که ارتداد مرأه را موجب افناء و اعدام نمی‌داند ولو این که این ارتداد، ارتداد فطری ‌باشد، به همین مسأله بر می‌گردد. یعنی چون زن دارای غلبۀ احساسات بر قوای عاقلۀ اوست، از آن قوای عاقله‌ای که موقعیت او را در برابر تکلیف و مصالح و مفاسد[ احراز می کند] نمی‌تواند آن طور که باید و شاید بیاید و وجدان کند لذا گفته‌اند اگر زن مرتد شد نباید او را اعدام کرد بلکه باید او را در مضیقه و اینها قرار داد تا این که برگردد، چرا؟ چون عقل ندارد، حالا عقل ندارد که منظور این است که عقل او، آن عقلی که بتواند واقعاً موقعیت خود را بیابد، نیست و نمی‌تواند به مجرد...، خب خودتان دیگر خیلی دیدید که زن تا با شوهرش دعوا می کند، به پیغمبر فحش می دهد! بابا به پیغمبر [چه مربوط است که] تو حالا با شوهرت دعوا کردی؟ حالا شوهرت آن طور که باید و شاید مثلاً فرض کنید که محبّت نکرده، لطف نکرده- این طور نیست آقا؟ - اگر مرد محبت کافی بکند، زن هم به پیغمبر فحش نمی‌دهد، همه اش تقصیر شوهرهاست!

  • سوأل: پس در اینجا می‌توانیم یک قاعدۀ دیگر هم استنباط کنیم، بگوییم هر جا دیدیم که احساسات بر عقل غلبه دارد آنجا حکم افناء و اعدام نباشد ولو این که مرد باشد، طرف مرد هست ولی احساسات او شدید است پس حکم زنها را بر او بار کنیم؟

  • جواب: بله، خب همین کار را می‌کنیم، یواش یواش، شما می خواهی با پنج دقیقه کار تمام بشود، صبر کنید، شویَّ شویَّ، یواش یواش که اقلاً یک چیزی بفهمیم، حالا ان شاءاللَه ما، در این بحثی که راجع به عقل و علم و اینها می‌کنیم مطلب خیلی دامنه دارد، یعنی خیلی طول می‌کشد و عمدۀ کلام و محور برای بحث هم مسألۀ علم و جهل و توان و تکلیف است و این مسأله را اگر توانستید در باب ارتداد از عهده‌اش برآیید تمام اشکالاتی که الان در باب آزادی اندیشه و فکر و حریّت فکر و این‌ها می کنند که در اسلام نیست و فلان و اینها، همۀ اینها حل می شود و این مسأله است، البته با آن مبنایی که ما داریم بر این که فعل امام نمی‌تواند [مبیّن] نظر امام باشد الّا اینکه انسان احراز بکند مبانی را و خیلی از روایاتی که خب آن روایات موجب شده است که از فعل امام استفادۀ استنباط یک حکم شرعی را کردند، آنها هم مورد تجدید نظر قرار می‌گیرد.