جلسه ۱۲
2لا شکّ و لا شبهه در این که اصل اول و حَجَر اساسی در ترتب احکام و مسائل بر مکلّف عقل است و عقل یکی از شرایط اساسی برای تعلّق تکلیف است که همه فقهاء اجماعاً و حتی بالسیرة الثابتة عند المسلمین من العامة و الخاصة، تمام اینها حتی یُعدُّ هذا من ابده البدیهیات و من ابده الضروریات، این مسألۀ عقل را در اینجا مدّ نظر قرار میدهند.
لا شکّ در اینکه بر مجنون خطاب تعلق نمی گیرد به جهت اینکه امتثال از مجنون متمشی نیست و لا شکّ در این که بر صبی خطاب تعلّق نمیگیرد به جهت اینکه عقل در او هنوز در مرحلۀ بالاستعداد و بالملکه وجود دارد و هنوز به فعلیّت نرسیده است. منظور ما از فعلیّت عقل که شرط اول برای تکلیف است و این مسألۀ بسیار مهمّی است که انشاء اللَه در مباحث بعد از ارتداد، اگر خدا بخواهد [باید آن را بیان بکنیم]- از الآن قولش را بدهیم که دیگر نتوانیم خلف وعده کنیم- و آن مسألۀ بلوغ است. بعد از ارتداد این مطلب را می آئیم در آنجا عرض میکنیم و در خود اینجا هم خب این مطلب وجود دارد و آن این است که شرط اول برای تکلیف عقل است.
تکلیف یعنی چه؟ تکلیف یعنی موقعیتی که مخاطب و انسان، آن موقعیّت را در قبال اوامر و نواهی مولا در خودش احساس می کند، این میشود تکلیف، یعنی مکلّف در مقام امتثال اوامر و نواهی مولا، آن جنبۀ عبودیّت خودش را احراز می کند، این مقام، مقام تکلیف است.
بنابراین آنچه که از این دائره خارج می شود مجنون است، مجنون احراز یک همچنین موقعیّتی را نمیتواند بکند. یکی از آن مواردی که از این دائره خارج می شود صبی است. صبی و طفل نمیتواند احراز موقعیّت خود را در قبال مولا بکند، یعنی احرازی که مطلوب مولا است و بر آن احراز، ثواب و عقاب مترتب است آن احراز را صبی نمیتواند بکند. چون عقل صبی هنوز به مرحله و فعلیّتی نرسیده است که مصالح و مفاسد را تشخیص بدهد. وقتی یک شخصی، انسانی مصالح و مفاسد را تشخیص نداد، آن موقعیّت تکلیف و اطاعت از اوامر و نواهی مولا در وجود او محقق نخواهد شد. این مربوط به صبی است. بناءً علی هذا تکلیف دائر مدار احراز...

