جلسه ۱۱
3منها مکاتبة عبد الرحیم الی ابی عبداللَه علیه السلام: الاسلام قبل الایمان و هُوَ یشارک الایمان. فاذا اَت العبدُ کبیرةً من کبائر المعاصی او صغیرةً من صغائر المعاصی التی ان اللَه عز و جل عنها کان خارجاً من الایمان ساقطاً عنه اسم الایمان و ثابتاً علیه اسم الاسلام فان تاب واستغفر عاد الی دارنا و لا یخرج الی الکفر الّا الجهود و الاستحلال فاذا قال للحلال هذا حرام و للحرام هذا حلال و دان بذلک و...
این قسمت دوم نه، آن قسمت اول حکایت از این مسئله میکند.
و شاهد بر این قضیه که مرحوم حلی بیان میکند و این را [به عنوان شاهد می آورد] خبر کنعانی عن ابی جعفر علیه السلام است که:
قیل لامیرالمؤمنین علیه السلام من شهد ان لا اله الا اللَه و ان محمداً رسول اللَه کان مومناً قال فَاَین فرائض اللَه؟ قال و سمعت یقول کان علیٌ یقولُ لو کان الایمان کلاماً لم یزل فیه صُوم و لا صلاة و لا حلال و لا حرام.
خب این حکایت از این دارد که شهادت به لا اله الا اللَه و رسالت پیغمبر، این کفایت نمیکند بلکه اعتقاد و عمل به فرائض در اینجا باید لحاظ بشود. اگر شخص شهادت به توحید و به رسالت بدهد این شهادت او را به اسلام داخل نمیکند تا مادامی که عامل به فرائض نباشد. عمل به فرائض او را داخل در اسلام میکند لذا میفرماید: کان مومناً فأینَ فرائض اللَه؟ فرائض خدا کجا رفته؟ فرائض خدا کجاست؟ پس بنابراین کلامی که مرحوم حلی میفرماید، این کلام فی حد نفسه جای دقت و تأمل است بر اینکه کسی که عامل نباشد به مبانی یک دین و اعتقاد به مبانی و اصول موضوعه و مفروضۀ یک دین نداشته باشد این از نظر عرفی متصّف به آن عنوان و وصف نیست و خارج از حد اتصاف است، اصلاً حالا عالماً عامداً این کار را بکند یا جاهلاً این کار را بکند فرقی نمی کند.

