
تحقق کفر و ارتداد در روایات اسلامی
بررسی انکار ضروریات دین و نسبت آن با تکذیب رسالت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی روایات مختلف پیرامون تحقق کفر و ارتداد میپردازد و دیدگاههای فقها درباره انکار ضروریات دین را تحلیل میکند. بحث از اینجا شروع میشود که آیا انکار فرائض و احکام دین، حتی بدون علم و عمد، موجب کفر و ارتداد است یا خیر. در این راستا، دیدگاه مرحوم شیخ حسین حلی درباره اتصاف عرفی و عقلی مکلف به کفر یا اسلام طرح و بررسی میشود. سپس اشکالات این دیدگاه، از جمله ناسازگاری ترتب آثار سنگین ارتداد بر جهل و خطا، مطرح میگردد. در ادامه، با استناد به روایاتی چون کلام امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره فرائض الهی، پاسخ داده میشود که چگونه انکار ضروریات دین بهصورت التزامی به تکذیب رسالت بازمیگردد. حاصل این جلسه تبیین دقیق مرز میان اسلام واقعی و انکار احکام الهی است.
تحقق کفر و ارتداد در روایات اسلامی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی روایات مختلف پیرامون تحقق کفر و ارتداد میپردازد و دیدگاههای فقها درباره انکار ضروریات دین را تحلیل میکند. بحث از اینجا شروع میشود که آیا انکار فرائض و احکام دین، حتی بدون علم و عمد، موجب کفر و ارتداد است یا خیر. در این راستا، دیدگاه مرحوم شیخ حسین حلی درباره اتصاف عرفی و عقلی مکلف به کفر یا اسلام طرح و بررسی میشود. سپس اشکالات این دیدگاه، از جمله ناسازگاری ترتب آثار سنگین ارتداد بر جهل و خطا، مطرح میگردد. در ادامه، با استناد به روایاتی چون کلام امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره فرائض الهی، پاسخ داده میشود که چگونه انکار ضروریات دین بهصورت التزامی به تکذیب رسالت بازمیگردد. حاصل این جلسه تبیین دقیق مرز میان اسلام واقعی و انکار احکام الهی است.
تحقق کفر و ارتداد در روایات اسلامی
5اشکالی که در اینجا هست این است که این اتصاف و عدم اتصافی که شما معلول برای تقبّل به مبانی و عدم تقبّل به مبانی میگویید، صحیح است ولی صحبت در این است که ارتداد در اینجا موجب یک عواقب و آثاری است که التزام به آن آثار و عواقب با جهل و عدم عناد، با توجه به روایاتی که در اینجا داریم مخالفت دارد و ناسازگار است، اینها را چهکار کنیم؟! بسیار خوب، کسی که داخل در اسلام است اما عمل به فرائض نمیکند به او مرتد میگویند و کافر میگویند یا کسی که مسلمان بوده بعد صلاة و صوم را انکار میکند و عَن غیرِ علمٍ هم انکار میکند، میگویید که او مرتد است، مرتد فطری را هم باید فوراً اعدام کرد و لا یُقبَلُ تَوبَتُه، بنابراین این مطلب شما چطور جور درمیآید با اینهمه قواعد عقلی و شرعی مبنی بر اینکه کسی که عَن جهلٍ و عَن خطأٍ و عَن غیرِ عنادٍ یک کاری را انجام دهد یا انکاری کند مستوجب عقاب نیست؟! حالا ما این قواعد را بعداً بیان میکنیم. یعنی ما این اصل مفروغه را اوّل درنظر میگیریم بعداً شرح میدهیم. کسی که از روی جهل یک حرف را بزند چطور شما میگویید که اعدامش کنند؟! این اصلاً امکان ندارد! این خلاف بدیهی و ضروریات دین است!
یکی از ضروریات دین: ترتّب عقاب بر عناد و جحود
یعنی یکی از ضروریات دین ما ترتّب عقاب بر عناد و جحود است نهاینکه ترتّب عقاب بر جهل. برفرض اینکه بر این شخص، منکر و مرتد صدق کند، اما ما در شرع التزامات و عواقبی را بر این ارتداد بار میکنیم! آنوقت شما باید در اینجا قائل به تفصیل شوید و بگویید: یک ارتدادی که مستوجب عقاب نیست و یک ارتدادی که مستوجب عقاب است، و ما چنین تفصیلی نداریم. ما در کجای این روایات تفصیل داریم؟! یعنی قائل به خروج از أحدالطرفین شویم و قائل به شقّ ثالث شویم که همه میگویند و مجمعٌعلیه است که باطل است! بالأخره ارتداد یا هست یا نیست، و بر ارتدادی که ارتداد واقعی صدق کند عواقب هم بار میشود؛ ما نمیتوانیم این حرف را بزنیم. این اشکال از اینجا بر این مسئله وارد میشود.
