اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحقق کفر و ارتداد در روایات اسلامی

بررسی انکار ضروریات دین و نسبت آن با تکذیب رسالت

14٬120
فقه

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی روایات مختلف پیرامون تحقق کفر و ارتداد می‌پردازد و دیدگاه‌های فقها درباره انکار ضروریات دین را تحلیل می‌کند. بحث از اینجا شروع می‌شود که آیا انکار فرائض و احکام دین، حتی بدون علم و عمد، موجب کفر و ارتداد است یا خیر. در این راستا، دیدگاه مرحوم شیخ حسین حلی درباره اتصاف عرفی و عقلی مکلف به کفر یا اسلام طرح و بررسی می‌شود. سپس اشکالات این دیدگاه، از جمله ناسازگاری ترتب آثار سنگین ارتداد بر جهل و خطا، مطرح می‌گردد. در ادامه، با استناد به روایاتی چون کلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره فرائض الهی، پاسخ داده می‌شود که چگونه انکار ضروریات دین به‌صورت التزامی به تکذیب رسالت بازمی‌گردد. حاصل این جلسه تبیین دقیق مرز میان اسلام واقعی و انکار احکام الهی است.

تحقق کفر و ارتداد در روایات اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی روایات مختلف پیرامون تحقق کفر و ارتداد می‌پردازد و دیدگاه‌های فقها درباره انکار ضروریات دین را تحلیل می‌کند. بحث از اینجا شروع می‌شود که آیا انکار فرائض و احکام دین، حتی بدون علم و عمد، موجب کفر و ارتداد است یا خیر. در این راستا، دیدگاه مرحوم شیخ حسین حلی درباره اتصاف عرفی و عقلی مکلف به کفر یا اسلام طرح و بررسی می‌شود. سپس اشکالات این دیدگاه، از جمله ناسازگاری ترتب آثار سنگین ارتداد بر جهل و خطا، مطرح می‌گردد. در ادامه، با استناد به روایاتی چون کلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره فرائض الهی، پاسخ داده می‌شود که چگونه انکار ضروریات دین به‌صورت التزامی به تکذیب رسالت بازمی‌گردد. حاصل این جلسه تبیین دقیق مرز میان اسلام واقعی و انکار احکام الهی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحقق کفر و ارتداد در روایات اسلامی

3
  • تعریف مسلمان و مسیحی

  • کسی که اصول و مبانی اسلام را بپذیرد به او مسلمان می‌گویند؛ حالا فرقی ندارد که به‌حسب ظاهر معتقد باشد یا نباشد. کسی که به اصول و مبانی مسیحیت عمل کند به او مسیحی می‌گویند؛ حالا چه معتقد باشد یا نباشد. این یک امر طبیعی است. یعنی اتصاف این ذات به این وصف یک امر طبیعی است و این در اختیار شخص نیست که خود را به این وصف متصّف کند یا نکند.

  • کسی که معتقد به اسلام است باید مبانی اسلام را بپذیرد تا اینکه به او مسلمان بگویند. حالا اگر شخصی گفت که مسلمان هستم اما نماز را قبول ندارم، صوم را قبول ندارم، حجاب را قبول ندارم ولو اینکه معتقد به مبانی اسلام هم باشم این فی‌حدّنفسه مسلمان [نیست] ولو اینکه معتقد به رسالت پیغمبر هم باشد.

  • این مسئله از این نقطه‌نظر جای بحث دارد و از نقطه‌نظر عرفی می‌توانیم برای این قضیه محملی درست کنیم و بگوییم که این مسئله صحیح است. چون ما به عناد و عدم عناد مکلّف کاری نداریم، به علم و جهل مکلّف کاری نداریم بلکه به اتصاف مکلّف به وصف منکر کار داریم، به اتصاف مکلّف به وصف اسلام کار داریم، به اتصاف مکلّف به وصف کفر کار داریم، و این اتصاف محقق است ولو عَن غیرِ علمٍ، ولو عَن غیر ِعمدٍ چون قبول ندارد. وقتی که شخص صلاة را قبول نداشت، صوم را قبول نداشت، حج را قبول نداشت، کافر است دیگر؛ حالا هزار بار هم بگوید که پیغمبر را قبول دارم، رسالت را قبول دارم یا رسالت پیغمبر را تکذیب نمی‌کنم.

  • از این نقطه‌نظر روایاتی که در آنها اشاره‌ای به تکذیب رسالت نیست می‌توانند مثبت کفر برای منکر ضروری و برای منکر فرائض باشند. روایاتی در این زمینه داریم: منها مکاتبة عبدالرحیم إلی أبی‌عبدالله علیه‌السّلام:

  • فالإِسلامُ قبلَ الإِيمانِ و هُو يُشارِكُ الإِيمان فإِذا أتى العبدُ كبِيرةً مِن كبائِرِ المعاصِي أو صغِيرةً مِن صغائِرِ المعاصِي الّتِي نهى اللّهُ عزّوجلّ عنها كانَ خارِجاً مِن الإِيمانِ ساقِطاً عنهُ اِسمُ الإِيمانِ و ثابِتًا عليهِ اِسمُ الإِسلامِ فإِن تاب و اِستغفر عاد إِلى دارِ الإِيمانِ و لا يُخرِجُهُ إِلى الكُفرِ إِلاّ الجُحُودُ و الاِستِحلالُ أن يقُول لِلحلالِ هذا حرامٌ و لِلحرامِ هذا حلالٌ و دانَ بِذلِك.1

    1. . الکافي، ج ۲، كتاب الإیمان و الكفر، بابٌ آخَرُ مِنهُ وَ فیهِ أَنَّ الإِسلامَ قَبلَ الإِیمانِ، ص ۲۷، ح 1؛ وسائل الشیعه، ج 18، ابواب حد المرتد، باب 10، ص 568، ح 50.
/ 380