جلسه ۱۰
2در این مطالبی که ایشان میخواهند استفاده کنند، البته عرض شد که ایشان همان مطالب صاحب جواهر را در اینجا میآیند نقل میکنند و آنچه را که نقل شده از صاحب ذخیره و کشف اللثام یا آن که از مجمع البرهان نقل شده که علم شرط است، همۀ اینها را میآیند بیان میکنند و در آخر، حکمی که میکنند میفرمایند که روایاتی که در اینجا هست این روایات مبهم است، بعضی از این روایات میگوید انکار فرائض موجب خروج از اسلام است، در بعضی از روایات آن که انکار ما علم من الدین است آن موجب خروج از اسلام است، در بعضی از روایات داریم که ادنی ما یکون به شیٌ کافراً من علم من قال ؟ انها حصاة و ؟ خب این موجب شرک است و امثال ذلک. یا کسی که گناهی را انجام بدهد، من ارتکب کبیرة و زعم انها حلالٌ این موجب خروج از اسلام است.
مسألهای را که ما آن مسأله را قبلاً مطرح کردهایم این است که آنچه که در روایات بر حسب ظاهر امر و بادی امر به نظر میرسد [این است که] یک ملاک و معیار مشخصی برای حکم به ارتداد و کفر وجود ندارد. در بعضی از روایات عَلِم هست، در بعضی از روایات نیست، در بعضی از روایات اصلاً صرف نظر از اینها شده، در روایاتی که از امیرالمؤمنین علیه السلام است که دو نفر داشتند عبادت صنم میکردند حضرت آنها را صدا زد، خواند، و دعا انکر علیهما و لم یقبلا فقتلهما راجع به این که عَلم و [و زعم] انها [حلال] در این روایات نیست لذا ایشان با توجه به این روایات استفاده میکنند که فقیه نمیتواند حکم کند کسی که منکر ظواهر اسلام است این شخص کافر است. کسی که انکار ظواهر را میکند، نمیتوانیم بگوییم که این شخص کافر است. چرا؟ به خاطر این که یک دلیل خاصی بر انکار یک همچنین شخصی نیامده، چه بسا انکار این فرد لشبهتین باشد و امثال ذلک. و از یک طرف السنۀ فقهاء بر این است که این انکار، مستلزم انکار نبی باشد یعنی اگر برگشت به انکار نبی داشته باشد، این موجب کفر و ارتداد است. آن وقت این استلزام انکار نبی، خودش محل برای شبهه [و اختلاف] آراء شده[که] در چه صورت این انکار، مستلزم انکار نبی است؟ آیا صرف انکار یک ضروری، مستلزم انکار است؟ دوباره همین بحثهایی که ما در جواهر کردیم دوباره در اینجا مطرح میشود، آیا صرف اینکه انکار ضروریی از ضروریات را بکند میتوانیم بگوییم که این انکار ضروری، برگشت و ارجاعش به انکار نبی است یا اینکه نه؟ یا اینکه ممکن است این انکار ضروری لشبهة حصلت له باشد؟ پس بنابراین این موجب انکار پیغمبر نخواهد بود. حالا این شبهه تا چقدر دوام داشته باشد؟ آیا این شبهه به ادنی تأملی از بین برود یا بماند؟

