جلسه ۱۰
7سؤال: اینهایی که قائل هستند به بسط زمان و مکان در احکام فقهیه شاید مرادشان همین باشد یعنی تسامح در تعبیر است نه واقعیت چون آنها هم نمیتوانند بگویند زمان و مکان چیزی است که تأثیر در حکم بکند، میخواهند بگویند که زمان طوری تغییر یافته که آن موضوعش عوض شده.
جواب: میگویند زمان میآید و حکم را عوض میکند.
سؤال: نمیتوانند اثبات بکنند، ما زمانی نداریم که بخواهد بیاید حکم را عوض کند.
جواب: خب، بله دیگر، الآن خود زمان و خود مکان، تا به حال مثلاً یک شئی حرام بود حالا میشود حلال.
سؤال: چرا می شود حرام؟ چرا میشود حلال؟
جواب: الآن فرض کنید که موضوع برای این...
سؤال: یعنی منفعت نداشت حالا منفعت دار شد پس خود به خود موضوع عوض میشود که حکم عوض میشود.
جواب: عرض من این است که...
سؤال: اینها می گویند که زمان منفعت را می زاید.
جواب: آهان! ببینید اینها میخواهند بگویند این داخل در تحت آن موضوع بود و تمام شد. و به عبارت ایشان حالا یا منفعت را می زاید یا این میآید اصلاً ملاک درست میکند در این زمان برای این موضوع. ما میگوییم ملاک همیشه هست منتهی یک وقتی آن ملاک، تحقق خارجی دارد، یک وقت آن ملاک تحقق خارجی ندارد پس زمان و مکان تأثیری نداشته. زمان و مکان میآیند آن ملاکی را که وجود دارد کشف میکند، آن ملاک را منصۀ بروز و ظهور میرسانند نه اینکه خود زمان و مکان اصلاً خود...، اینها این طور میگویند که در زمان خود رسول خدا فرض کنید که من باب مثال اصلاً حکم به اهداء دم اصلاً بیمعنا بود، اصلاً معنی ندارد، اصلاً در آن زمان نبوده، نه حکمش بوده، نه ملاکش بوده، هیچی اصلاً در آن زمان وجود نداشته، احکام در آن زمان منحصر در این موارد خاص بودهاند و ما در این زمان یک احکام جدیدی داریم، یعنی انگار پیغمبر از نو دوباره مبعوث شده به رسالت و یک احکام جدیدی را آمده مطرح کرده.

