جلسه ۱۰
5امّا این مسئلهای که در این زمان مطرح است فرض کنید که اهداء دم، صرف نظر از آن حجامت و اینها، اگر خودش فی حدَّ نفسه یک امری باشد، الآن خب ممکن است در بعضی از شرایط، حیات یک فرد منوط به این اهداء دم باشد جداً و واقعاً، خب انسان این دم خودش را اهداء میکند و بعد هم با ادویه و یا با بعضی از مواد، خب این جایگزین میشود. دوایی به او میدهند، قرصهایی به او میدهند و ویتامینی به او میدهند که به سرعت جبران میکند، مواد خون ساز و... به او میدهند این زود میآید جایگزین میشود. این قضیۀ اهداء دم خب فرض کنید که در زمان سابق نبوده. اگر به یکی میگفتند که آقا شما یک مقدار از خونتان را فرض بکنید که بدهید شاید حکم به حرمت هم در آن موقع میشده ولی الآن در این زمان این اهداء دم نه تنها حکم به حرمت دربارۀ آن نمیشود بلکه ممکن است در بعضی از موارد حکم به وجوب هم بشود.
این تبدل حکم در یک زمانی دون هذا، این نه از این باب است که زمان، اشتباه نشود، این اشتباهی که اینها میکنند این است که اینها میگویند زمان و مکان میآید به طور کلی حکم را عوض میکند! نه جانم! زمان و مکان میآید مصادیق حکم را تغییر میدهد نه اینکه حکم را عوض کند. نفس اخراج دم حرام نیست [بلکه] اخراج دم بدون منفعت محلّله، حرام است. فرض کنید مانند ضرب و جَرح، این حرام است چون منفعت محلّلهای بر آن مترتب نیست امّا اگر در یک زمانی شرایط برای منفعت محلّله پیدا شد، در آن زمان، اشکالی ندارد.
پس زمان و مکان حکم را عوض نمیکند بلکه شرائط تحقق حکم کلی را فراهم می کند. حکم کلی این است که اگر بر این جرح، منفعت محلله ای بار بشود حرام نیست و لو در زمان خود رسول خدا. اگر بر این جرح، منفعت محلله ای مترتب نشود حرام است ولو فی زماننا هذا. پس این زمان و مکان چه چیزی را آمد عوض کرد؟! عوض نکرده چیزی را. اگر در خود زمان رسول خدا ؟ بود، اگر در خود زمان رسول خدا می شد این دم را به یک مریضی اهداء کرد در خود زمان رسول خدا حلال می شد و اگر الان ما در یک شرائطی باشیم که ؟ نباشد و بر خود جرح یک منفعت محلله ای مترتب نشود، در همین زمان ما هم که عصر اتم هست- و یکی یکی از کشورها [دارند بمب اتم می سازند] شنیدیم که اخیراً پاکستان هم مثل اینکه بمب اتم ساخته حالا کی نوبت ما بشود خدا میداند- در همین زمان هم این حرام است. پس اینکه زمان و مکان در اجتهاد دخالت دارند، این خیلی حرف بیمعنایی است! زمان و مکان چه دخالتی دارند؟ صحبت در این است که در هر شرائطی شرائط برای تحقق آن حکم کلّی من قبلَ الشارع باشد، در آن زمان مصادیق برای این حکم کلی هم در خارج تحقق پیدا میکند. اگر در یک زمانی شرائط نباشد مصادیقش هم تحقق پیدا نمیکند نه اینکه این حکم از حرمت متبدل میشود به حلیّت! هیچ وقت حرام متبدل به حلیّت نخواهد شد! هیچ وقت نخواهد شد! و هیچ وقت حلال متبدل به حرام نخواهد شد. فرض کنید که همین شراب و خمر که حرام است، هیچ وقت این حرمت متبدل به حلیّت نخواهد شد.

