جلسه ۱۰
11حالا صحبت در این مسئله به اینجا رسید که مرحوم آقا شیخ حسین حلّی اعلی اللَه مقامه بعد از اینکه آمدند موارد را طبق روش مرحوم صاحب جواهر بیان فرمودند به اینجا رسیدند که- البته فردا دوباره این بحث مرحوم محقق حلّی را تمام میکنیم و نظراتی که هست به مطالب ایشان، فردا عرض میکنیم- طبق همان که استفاده میشود، به صرف انکار یک ضروری یا به صرف حلّیت کبیرة من الکبائر، حکم به ارتداد و خروج از دین نمیشود کرد الّا اینکه ظواهر و قرائن امر این طور نشان بدهد که این انکار در حکم انکار رسول هست که از باب انکار رسول، این موجب خروج از دین در اینجا خواهد بود. انشاء اللَه اگر خدا بخواهد دیگر فردا[ این بحث را تمام کنیم]
سؤال: استاد یکی از شرایط وجوب رسیدن فقیه به ولایت، مشورت است
جواب: بله اصلاً حاکم مسلمین بدون مشورت حق ندارد یک حکمی را بگوید. این طور نیست که اینها میگویند که چون الان [این فرد] حاکم شد پس هر چی این حاکم بگوید[باید عمل بشود]! نه این طور نیست. باید مشورت کند، باید با اهل صلاح مشورت کند و نظر آنها را در نظر بگیرد، باید اهل خبره را در نظر بگیرد، باید با تمام این خصوصیات و اینها، آن آخر وقتی که همه آمدند نظر دادند آن حکمی که به نظر اهل حلّ و عقد، آن حکمِ جامع میآید، آن حاکم باید حکم این اهل حلّ و عقد را انجام بدهد، تازه حکم خودش را نمیتواند انجام بدهد. حاکم فقط حکم امضاء کننده را دارد یعنی جمع کنندۀ افراد و به دست گیرندۀ...، لذا اگر فرض کنید من باب مثال ٩٩ نفر از اهل حل و عقد آمدند و گفتند باید این کار انجام نشود آیا حاکم حق دارد بگوید باید انجام بشود؟! چه کسی چنین حرفی را زده است؟!
سؤال: پس در این صورت شما قائل به شورایی بودن هستید؟

