جلسه ۹
6یک روایت، مکاتبۀ عبد الرحیم قصیر است که عرض شد، میآید تا اینجا: و لا یخرجه الی الکفر الا الجحود و الاستحلال، فاذا قالَ للحلال هذا حرامٌ و للحرام هذا حلالٌ و ؟ لذلک و ؟ یکون خارجاً من الایمان و الاسلام الی الکفر. که در اینجا انکار محللات و محرمات، موجب کفر است.
یکی هم صحیحۀ عبداللَه بن سنان است، میفرماید: مَن الرتکَبَ کبیرة من الکبائر فَزعمَ انها حلالٌ اَخرجه ذلکَ منَ الاسلام و عُذِّب اَشَّدَ العَذاب. کسی که یک کبیره ای از کبائر را مرتکب بشود و بگوید که این حلال است، نفس ارتکاب و این زعم، او را از اسلام خارج میکند، نه اینکه حالا کبیرهای را مرتکب بشود ولَم یزعم، نه، کبیرهای را مرتکب بشود و بگوید که این حلال است. زعم نه اینکه خیال میکند، نه، یعنی این طور وانمود کند، ابرز، اظهر
سؤال: گمان کند
جواب: بله. یک وقتی یک کبیرهای در نظرتان از کبائر باشد و بعد هم با فتوی به این برسید که این حلال است ... نه، بداند
سؤال: اطلاقش این را هم میگیرد یعنی علم داشته باشد اگر چه این علمش از روی...
جواب: خب اینکه معنی ندارد که بگویید آقا مثلاً فرض کنید که این از اسلام به چیز میرود. میگوید آقا به همان ادلّهای که شما استفادۀ کبائر را کردهاید من به همان ادلّه استفادۀ استحباب میکنم.
سؤال: آقا پس مقید کنیم...
جواب: آهان این است. پس زَعم معنایش این است، یعنی در عین اینکه این بداند، جحاداً و انکاراً آمده این را انکار میکند، این اصلاً او را خارج میکند و این اصلاً نیازی به استلزام انکار نبی ندارد چون کسی که یک کبیرهای به این واضحی را که...
خب اسلام اصلاً یک محورهای کلی دارد دیگر، شُرب خمر در اسلام حرام است، خب شخصی میخورد و میداند حرام است، یک شخصی میگوید آقا اصلاً شرب خمر در اسلام [جایز] هست، اصلاً چه کسی گفته [که حرام است]؟ یا اینکه فرض کنید مثل آن شخصی که (آن وحیدی ملعون معروف) میگفت به شرع احمد مختار، حجاب لازم نیست! خب این اصلاً آمده حجاب را که...، یعنی شبههای در این نمیبیند که این اعتقاد دارد یا ندارد ...، این اصلاً در اینجا آمده ضروریی از ضروریات اسلام را که از اُمهات تشریع اسلام است برداشته! یعنی اصلاً نسخ اسلام در اینجا کرده.

