اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عبارات مختلف فقهاء در باب انکار ضروری (2)

تحلیل استدلال‌های فقهی درباره حکم انکار احکام ضروری دین

14٬240
فقه

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی اختلاف نظرات فقهاء درباره حکم ارتداد ناشی از انکار ضروریات دین می‌پردازند. بحث با مرور دیدگاه‌های مختلف فقهاء آغاز می‌شود که برخی انکار ضروری را مطلقاً موجب کفر می‌دانند و برخی دیگر آن را مشروط به علم فرد یا نشو و نما در دارالاسلام می‌شمارند. در ادامه، دلایل این اختلاف تعابیر که ناشی از اختلاف لسان روایات و ادله رافع مسئولیت جاهل است، تبیین می‌شود. سپس استاد با طرح دیدگاه‌های مرحوم صاحب جواهر و آقا شیخ حسین حلّی، به تحلیل مبنای استلزام انکار ضروری با انکار رسالت می‌پردازند و با استناد به روایات مختلف، نقش فرایض و واجبات را در تحقق حقیقت ایمان و اسلام تشریح می‌کنند. در پایان نیز تفاوت میان انکار عالمانه و از روی جحد با استدلال‌های علمی و فقهی تبیین می‌شود.

عبارات مختلف فقهاء در باب انکار ضروری (2)

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی اختلاف نظرات فقهاء درباره حکم ارتداد ناشی از انکار ضروریات دین می‌پردازند. بحث با مرور دیدگاه‌های مختلف فقهاء آغاز می‌شود که برخی انکار ضروری را مطلقاً موجب کفر می‌دانند و برخی دیگر آن را مشروط به علم فرد یا نشو و نما در دارالاسلام می‌شمارند. در ادامه، دلایل این اختلاف تعابیر که ناشی از اختلاف لسان روایات و ادله رافع مسئولیت جاهل است، تبیین می‌شود. سپس استاد با طرح دیدگاه‌های مرحوم صاحب جواهر و آقا شیخ حسین حلّی، به تحلیل مبنای استلزام انکار ضروری با انکار رسالت می‌پردازند و با استناد به روایات مختلف، نقش فرایض و واجبات را در تحقق حقیقت ایمان و اسلام تشریح می‌کنند. در پایان نیز تفاوت میان انکار عالمانه و از روی جحد با استدلال‌های علمی و فقهی تبیین می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

عبارات مختلف فقهاء در باب انکار ضروری (2)

7
  • حرمت زنا از مسائل مهمّۀ تشریع اسلام

  • این منظور حضرت است؛ کبیره‌ای از کبائری که اسلام بر آن پایه آمده است. من‌باب‌مثال عده‌ای از زن‌ها نزد پیغمبر آمدند که اسلام بیاورند، حضرت فرمودند: «إنی أُبايِعُكُنّ علَی الإسلام أن لا تَزنیَنَ و ... .»1 من با شما بیعت می‌کنم که حرمت زنا از مسائل مهمّۀ تشریع اسلام باشد. حالا اگر شخصی بگوید که اصلاً زنا در اسلام حلال است! طبعاً در اینجا نمی‌توانیم بگوییم که عالم نیست، چون حتی یهود و نصاریٰ هم اینها را حرام می‌دانند! فقط افراد لاابالی و امثال آنها حلال می‌کنند، آن‌وقت بیاییم و به‌عنوان یک حکم و قانون اسلامی، حکم به حلّیت کنیم! این منظور از حرمت و حلّیتی است که در اینجا است. حالا من‌باب‌مثال ممکن است که دربارۀ عصیر عنبی که غَلیٰ و لم یَذهَب ثلثاه، بگوییم که از روایات استفادۀ حرمت نمی‌شود و استفادۀ نجاست نمی‌شود، دیگر نمی‌توانیم بگوییم که این از مسائل مُهمّۀ اسلام است، بلکه این یک فتوا است.

  • حکم مویز و عنب مجفوف

  • آیا مویز داخل در عنب است یا نیست؟ آیا احکامی که مترتّب بر عنب است بر مویز و عنب مجفوف هم بار شده است یا نشده است؟

  • در اینجا دو دلیل هست: یک دلیل می‌گوید که اصل به خود ذات و به عدم تغیّر خصوصیات ذات برمی‌گردد که دراین‌صورت بین عنب مجفوف و عنب غیر مجفوف فرقی نیست. بعضی‌ها می‌گویند که در اینجا تبدّل موضوع شده است و آن حکمی که مربوط به عنب است بر عنب مجفوف ساری و جاری نخواهد بود. اینکه حلال و حرام نیست، دو طرز استنباطی است که بیان می‌شود.

  • تلمیذ: دراین‌صورت اینجا مترادف می‌شود بین ضروری و آنچه مورد انکار واقع می‌شود، مثل رأس نسبت به جسد است که با نفی آن خود اسلام هم در خطر است که این همان بیان فقهاء می‌شود که بحث ضروری است. پس باید ضروری باشد اگر ضروری نباشد انکارش موجب کفر نیست.

    1. . سوره ممتحنه (60) آیه 12:
      ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِذَا جَآءَكَ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ يُبَايِعۡنَكَ عَلَىٰٓ أَن لَّا يُشۡرِكۡنَ بِٱللَّهِ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَسۡرِقۡنَ وَلَا يَزۡنِينَ وَلَا يَقۡتُلۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ وَلَا يَأۡتِينَ بِبُهۡتَٰنٖ يَفۡتَرِينَهُۥ بَيۡنَ أَيۡدِيهِنَّ وَأَرۡجُلِهِنَّ وَلَا يَعۡصِينَكَ فِي مَعۡرُوفٖ فَبَايِعۡهُنَّ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُنَّ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾.
      الکافي، ج 5، كِتابُ النِّكاحِ، بابُ صِفةِ مُبایعةِ النّبِی صلّى اللّهُ علیهِ و آله و سلّم النِّساء، ص 5۲6، ح 2:
      «عن سعدان بنِ مُسلِمٍ قال قال أبُوعبدِاللّهِ علیهِالسّلامُ: ‌”أ تَدرِی كیفَ بایعَ رسُولُ اللّهِ صلّى اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم النِّساء؟‌‌“ قُلتُ: اللّهُ أعلمُ و اِبنُ رسُولِهِ أعلمُ. قالَ: ‌”جَمعهُنّ حَولهُ ثُمّ دَعا بِتَوْرِ بِرامٍ فصَبَّ فِیهِ نَضُوحاً ثُمّ غمَسَ یدَهُ فِیهِ ثُمّ قالَ: اِسمَعنَ یا هؤُلاءِ أُبایعُكُنّ على أن لا تُشرِكنَ بِاللّهِ شیئاً و لا تَسرِقنَ و لا تَزنِینَ و لا تَقتُلنَ أولادكُنَّ و لا تأتِینَ بِبُهتانٍ تَفتَرِینَهُ بین أیدیكُنّ و أرجُلِكُنّ و لا تَعصِینَ بُعُولتكُنّ فِی معرُوفٍ أقررتُنّ قُلنَ نعم فأخرج یدهُ مِن التّورِ ثُمّ قال لهُنّ اِغمِسن أیدِیكُنّ ففعلن فكانت یدُ رسُولِ اللّهِ صلّى اللّهُ علیهِ و آلِهِ الطّاهِرةُ أطیب مِن أن یمَسّ بِها كَفَّ أُنثَى لَیسَتْ لهُ بِمَحرَمٍ‌‌“.»
/