جلسه ۸
8تلمیذ: بایداز امام حسین بپرسد
جواب: ... خب تمام میشود آب دیگر.
سؤال: میدانم. واجب است مثلاً که استحمام کنند؟
جواب: حالا نگه داشتن بعد تمام شده دیگر، یا اینکه یک نفر خورده، ریخته، حالا شما در کربلا بودید ببینید در خیمه چه میگذرد؟ این حرفها چیه؟
تلمیذ: یعنی همین جوری حل میشود یا اینکه میتوانیم بگوییم یک چیز دیگر بوده؟ من این جوری با خودم حل کردم که چون ...
تلمیذ: تانکر نبوده و الا...
تلمیذ: چون امام حسین در شدت مقام عبودیت است و میخواهد مشیت حق در اینجا متمشی بشود حتی میخواهد حضرت علی اصغر هم به حالت عطش از دنیا برود و شهید بشود، حضرت زمینۀ تمام اینها را آماده میکند برای نزول این مشیت
استاد: بخواهد بکند و نکند آن انجام میشود، نیازی به زمینه نیست که امام حسین آماده بکند. ممکن است امام حسین یک کاسه آب هم بگذارد آن دو تا دنبال هم بدوند بزنند و بریزند، این که دیگر...، صحبت این است که اگر تمام این جریانات همه بر اساس اراده و مشیت امام است تا اینکه انجام بشود که آن دیگر اصلاً مشکلی نیست، نه صحبت بر سر این است که برحسب عادی و مسائل طبیعی چطور محقق است؟ تحققش این است که بر فرض آب هم نگه داشتهاند، بله نگه داشتهاند، بچهها خیلی تشنه هستند رفتند و خوردند. این دلیل نیست که حالا یک تانکر چهارده تنی گذاشتهاند آنجا، یک مشک است دیگر یا اینکه فرض کنید که یک ظرف آب است دیگر و به خصوص که از شب عاشورا به بعد به کل دیگر آب نتوانستند بیاورند.
سؤال: هر لحظه احتمال میدادند که آب بیاید.
جواب: بله؟
سؤال: هر لحظه احتمال میدادند آب بیاید.
جواب: بله احتمال میدادند
سؤال: یک چنین احتمالی نیست چون وقتی چاه کندند پشت خیام، وقتی که خبر رسید گفتند: تنگ کنید این محاصره را که حتی جای چاه کندن را هم نداشته باشند و در بعضی از روایات داریم که اصلاً سه روز آب به آنها نرسید. آیا آن روایات را باید بگوییم که مجعول است چون چند بار آب گرفتن دیگر؟

