جلسه ۷
6سؤال: پس بالاخره این ضروریات هم خیلی محدود می شود در این صورت.
جواب: لذا اصلاً بحث از ضروریات کردن در باب ارتداد غلط است، یعنی یکی از نکاتی که در این بحث داریم این است که اصلاً در بحث ارتداد، ما بیاییم بگوییم انکار ضروری...، حالا آن مطلبی که من میخواستم بعداً خدمتتان عرض کنم حالا عرض میکنم و آن این است که بسیاری از این تعابیری که فقهاء کردهاند در ارتداد، این مضمون روایت نیست، روایت آمده گفته فرض کنید که کسی که در ولایت قائل به الوهیت بشود مرتد است یا اینکه کسی که صلاة را انکار بکند مرتد است یا اینکه...، ما نداریم در روایت که کسی که ضروری از ضروریات دین را انکار بکند، این مرتد است. آنی که حرام است این است که حرامی را حلال کند
سؤال: ضروریات که حداقلش است
جواب: حالا جهتش را عرض میکنم.
مثلاً فرض کنید که در مکاتبۀ عبد الرحیم قصی میفرماید در باب ایمان و کفر کافی:
لا یخرجهُ ای المسلم الی الکفر الا الجحود و الاستحلال، جحد کردن، انکار، این مسأله است و الاستحلال حرامی را حلال کردن، التفات میفرمایید؟ میفرماید که فبما تستحلّون دمی، تستحلّون نه این است که دَمِ من حلال است، اگر حلالی را حلال بگویند نمیگویند استحلَّ، استحلَّ یعنی حرام واقعی و این میآید در مقام عناد و انکار، حرام را حلال میکند، این را میگویند استحلال یا اینکه جحود، اگر شخصی آمد فرض کنید که یک مسألهای را آمد انکار کرد نمیگویند جحد، میگویند فرض کنید اخبَرَ به هذا؟ مثلاً فرض کنید که زید آمده، این معتقد است بر اینکه زید نیامده، این را نمیگویند جَحَد مجیء زید. جحد در آنجایی است که در مقام عناد است، این را میگویند جحد، یا اینکه میگویند فرض کنید که اخبر به عدم مجیء یا لم یعلم بمجیء او اخبر. اگر شخصی دارای ذهن صاف و پاک باشد و در مقام انکار نباشد به او جَحد نمیگویند.

