جلسه ۷
11سؤال: حاج آقا یک ماه است راجع به همین مسأله دارد صحبت میکند و بعد انتظار دارد چیزی به او بدهند حالا معلوم نیست که اعدامش هم بکنند!
جواب: در هر صورت باید با مردم...، نحن معاشر الانبیاء اُمرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم، مسأله، بسیار مسألۀ مهمی است، آن وقت حلاج و امثال حلاج از این قاعده تخطی کردند، لذا این مشکلات هم برایشان بوجود آمد، لذا طبق شرع هم آن قاضی میگوید که این الآن حکمش مطابق با اعدام است دیگر، چون کفر گفته حالا باطنش هر چه هست، هست. امّا اگر فرض کنید که همین حلاج را به دست ما میدادند وقتی که این حرف را میزد ما به حلاج میگفتیم که آقا جان ما قبول داریم، اعتقادت صحیح ، کلامت هم صحیح ، امّا این کلام شما مفسد است، زبانت را ببند، اگر زبانت را نبندی حبست میکنیم تا موقعی که بمیری، حبسش میکردیم در چهار دیواری تا که بمیرد، اما اعدامش نمیکردیم. اگر هم یک وقتی کار به اعدام میرسید، یعنی چارهای نبود، این کار را هم انجام میدادیم به جهت این که حکم ظاهر با حکم باطن باید در این عالم رعایت شود، نباید خلط بین باطن و بین ظاهر بشود. خب ما چه میدانیم، بله اگر قرار بر این باشد که این نتواند زبانش را ببندد و در یک حالی است که در آن حال نمیتواند کنترل کند خودش را و نمیتواند ضبط کند خودش را و حفظ کند خودش را، خب همان طور خدا حکم به قتلش را هم میدهد، خب چه اشکال دارد که هم این حال را به او داده و هم گفته او را بکشید؟ مثل اینکه خدا هم عقرب را داده و هم گفته بکشیدش. حیّه و افعی را داده، افراد را گفته بکشیدش. ؟ را داده بعد گفته بکشیدش. یعنی دو جهت، جهت تکوین به جای خود، جهت تشریع هم به جای خود باید محفوظ بماند، اینی که حالا این صحیح است پس این اقدام نباید بشود، نه این مطلب غلط است.

