جلسه ۷
10سؤال: اعدامش از باب افشاء نیست، از باب این است که کفر است
جواب: خب صحبت در این است که به این کفر نمیگویند، چون کفر ناشی از این میشود که یا اعتقاد، اعتقاد خلاف توحید باشد، یا اینکه اعتقاد خلاف توحید نباشد ولی کلام خلاف توحید باشد. حالا وقتی که اعتقاد توحیدی است، کلام هم که منطبق بر آن اعتقاد است، پس این عین توحید است، پس برای چه اعدامش میکنند؟ نه برای کفر بودن، بلکه به خاطر افساد، چون بیان این مسأله موجب فساد است، موجب اختلاف است، موجب تشویش اذهان است، به خاطر این، اعدام میکنند و اشکال ندارد. شما هر کاری میخواهی بکنی و این موجب تشویش اذهان بشود چطور اینکه ما در خیلی از مسائل، در قوانین هم ممکن است این کار را انجام بدهیم. پس بنابراین...
سؤال: بحث مشکل شد آقا، این بحث افسادی را که فرمودید ما هم یک مسائلی را برای مردم میگوئیم بالاخره اغتشاش فکری، اَقَلّش را ما میگوییم، ایجاد میکند
جواب: یک اغتشاش فکری است که اصل اعتقاد را از بین میبرد، یک اغتشاش فکری است که مقدمۀ برای تصحیح است چه اشکالی دارد؟ فرض کنید که من باب مثال مثلاً تا به حال میدانستند که ماهی فرض کنید که ازون برون حرام است، حالا شما میگوئید آقا جان الآن ثابت شده ماهی ازون برون فلس دارد و خوردنش اشکال ندارد، خب این یک اغتشاش فکری به وجود میآورد ولی اشکال ندارد، با این اغتشاش فکری که دین از بین نمیرود، اغتشاش فکری به این میگویند که یک نفر عامی ساده یا افراد جاهل را که اینها بر اساس معتقدات خودشان، خدا و پیغمبر و دین و قرآن را یک طوری چیدهاند، شما میآئید از اول با این قضیۀ وحدت وجودی که میگذارید این اصلاً نمیفهمد چی به چی شد، نه خدا را دیگر در اینجا دارد، نه پیغمبر را، نه هیچ چیز دیگر، پس بنابراین بین عمر و بین امیرالمؤمنین هیچ تفاوتی نمیگذارد! این به طور کلی از بین بردن دین مردم است و این اغتشاش، موجب اعدام هم هست چه بسا این...، خیلی مسأله مهم است. حالا اعدامش و غیر اعدامش را ما میآئیم میگوئیم که آیا هست یا نیست؟ ولی صحبت در این است که...،

