جلسه ۷
8بناءً علی هذا مسألۀ ما در باب ارتداد اصلاً صورت دیگری به خود پیدا میکند و آن این است که اصلاً کسی که در مقام عناد نیست و انکار یک حکمی را از احکام میکند ولو ضروری، اصلاً ثبوتاً این کافر نیست، ثبوتاً این مرتّد نیست، خب این معتقدش است، طبق ادلّه به این مطلب رسیده که این مسئله وجود ندارد، طبق ادلّه به این رسیده که متنجس، منجس نخواهد بود ولو اینکه تا به حال همه این را ضروری میشمارند، طبق ادلّه به این میرسد که فرض کنید که من باب مثال عصیر متخذ من النبیذ نجس نیست در حالی که خیلی از فقهاء فرض کنید که[قائل به نجس بودن آن هستند]
سؤال: ، حالا استلزام قصدی هم نباشد، استلزام عرفی که هست
جواب: چرا استلزام عرفی باشد؟
سؤال: بالاخره در عرف می گویند این آقا خلاف ضرورت دارد عمل میکند
جواب: خلاف ضرورت عمل بکند، این خلاف ضرورت را شما استنباط کردید، ما هم از احکام استنباط کردیم، ما که خواب ندیدیم یا مثل جوجه که از تخم در نیامدیم بیرون که یک دفعه همین طوری فتوی بدهیم، چطوری که الآن دارند این طوری فتوی میدهند!
سؤال: الآن چه میفرمایند؟ میفرمایند این آقا دارد یک کاری را میکند که اسلام آن را نگفته
جواب: نه، ایشان هم میگوید، میگوید آقا مطلبی را که من الآن دارم میگویم همان استفادهای را کردم که فقهای شما همین استفاده را تا به حال میکردند از ...، یعنی مرجع واحد، ادلّه واحد، سنن، سنن واحد، این یک قسم میفهمد، من یک قسم میفهمم، خب اینکه اشکال ندارد. صحبت در این است که انسان در مقام انکار و عناد و اینها بیاید...، لذا ما از فتاوی مخالفی که مطرح میشود، از این فتاوی استقبال میکنیم و صرفاً در مقام انکار و این چیزها برنمیآئیم تا اینکه مسأله برای ما روشن بشود که چه علّت باعث شده که...؟ یک وقتی هوای نفس باعث شده که بیایند فتوی بدهند، بله بلند میشوند میآیند حتی میگویند موسیقی هم که در رادیو و تلویزیون هست، این موسیقی دیگر موسیقی شادی نیست و خوب است که بهترش را بگذارند و خیلی عالی ترش را بگذارند و این حرفها! خب این دیگر مشخص است که شخصی که یک همچنین حرفی را میزند این دیگر از ابده بدیهیات است که خلاصه با ادلّه و اینها دیگر کسی که فرض کنید که این را حرام نداند، پس موسیقی حرام اصلاً به چه میگویند؟

