اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷

0
فقه

فصل سوم: کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد

نسخه عربی

جلسه ۷

7
  • سؤال: در مقام استکبار است دیگر؟

  • جواب: استکبار است، عناد است، مثلاً...،

  • سؤال: شاید انکار هم همین معنا را بدهد

  • جواب: آن هم بله، انکار هم همین است، انکار نه، اَنکَرَ باز با جحد فرق می‌کند، انکرهُ یعنی عاتَبَهُ یا مثلاً رَدَّ علیه، مثلاً شخصی می‌گوید زید آمد، می‌گویند اَنکَرَ علیه، رَدَّ علیه

  • سؤال: خب این در صورتی است که علم داشته باشد که آمد

  • جواب: نه، علم نداشته باشد. 

  • سؤال: اگر علم نداشته باشد نمی‌گویند انکار کرد، یعنی علم داری که آمد و حال آن که داری زور ‌گویی می کنی 

  • جواب: در مقام استعمال صیغۀ انکار یک توسعه‌ای دارد که جحد آن توسعه را ندارد، فرض کنید که اگر شخصی آمد در یک مجلسی یک مطلبی را مطرح کرد از شخص دیگری، می‌گویند اَنکَرَ علیه یعنی این مطلب صحیح نیست، یعنی معتقد این شخص این است که این مطلب صحیح نیست و انکر علیه و رَدَّهُ، این دلیل بر عناد نیست،

  • سؤال: ظاهراً اختلافش این است؟

  • جواب: نه، انکار را نمی‌گویند جحد، جحد با انکار فرق می‌کند. جحد مقام، مقام عناد است، انکار یعنی انکر. می‌گویند اگر می‌بینید که یک شخصی دارد عمل خلافی انجام می‌دهد، فأنکروا علیه، یعنی معاتبه کنید، او را مورد خطاب قرار بدهید، 

  • سؤال: مقابله کردن،

  • جواب: مقابله کردن، اینها را می‌گویند اَنکَرَ علیه، این منافات ندارد با اینکه خود شخص معتقد باشد. 

  • جحد این است که نه، اصلاً به طور کلی در مقام عناد است، مثل آنهایی که اَلَّذِينَ آتَيْنٰاهُمُ اَلْكِتٰابَ يَعْرِفُونَهُ كَمٰا يَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ اَلْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ﴿البقرة، ١٤٦﴾ اَلَّذِينَ آتَيْنٰاهُمُ اَلْكِتٰابَ يَعْرِفُونَهُ كَمٰا يَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمُ اَلَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لاٰ يُؤْمِنُونَ ﴿الأنعام‌، ٢٠﴾ آن افرادی که کافر هستند، و اصلاً کفر از اینجا می‌آید، کفر به این گفته می‌شود که در مقام ظاهر ابرازی را کند که باطن او معتقد نیست، این را می‌گویند کفر. کفر یعنی پوشاندن، کافر ... يُعْجِبُ اَلزُّرّٰاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ اَلْكُفّٰارَ... ﴿الفتح‌، ٢٩﴾ کفار چرا می‌گویند؟ چون که زارع به این می‌گویند که تخم را، بذر را در زمین زرع می‌کند و بعد با تراب کفر می‌کند، روی آن زرع را، روی آن بذر را می‌پوشاند. کافر به کسی گفته نمی‌شود که معتقد بر خلاف است در حالی که اعتقادش این است، نه، کافر به کسی گفته می‌شود که در مقام کفر حق است، یعنی حق را می‌پوشاند، يَعْرِفُونَهُ كَمٰا يَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمْ علماً و یقیناً معتقد است باطناً به این که این رسول، رسول اللَه است، این رسول من قبل اللَه است، اما کفر می‌کند، انکار می‌کند، این را می‌گویند کافر، آن را می‌گویند مشرک. آن کسی که واقعاً معتقد به این است که برای خدا شریکی هست، عبادت اوثان می‌کند، آن را مشرک می‌گویند، امّا کافر به کسی می‌گویند که در مقام عناد است، می خواهد کفر کند، بپوشاند، روی حق را بپوشاند، اگر هم در جایی به او مشرک گفتند بالعنایه است، به او کافر می‌گویند.