
کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد
بررسی مبانی ثبوت کفر و تفکیک میان انکار و جحد
بحث ارتداد و احکام مترتب بر آن از جمله مسائل مهم و چالشبرانگیز در فقه اسلامی است که با مسئله آزادی تفکر نیز پیوند خورده است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی کیفیت تعابیر فقها درباره ارتداد و انکار ضروریات دین میپردازند. بحث از این نکته آغاز میشود که بسیاری از فتاوای فقهی درباره ارتداد مستند به روایات نیستند، بلکه برداشتهای اجتهادی خود فقها از مجموع روایات به شمار میروند. در ادامه، تفاوت میان انکارِ ناشی از شبهه یا اجتهاد و جحدِ مبتنی بر عناد و استکبار تبیین میشود. استاد با استناد به مبانی اصولی و فقهی توضیح میدهند که صرف انکار یک حکم یا مسئله، بدون احراز عناد باطنی و قصد انکار شریعت، موجب ثبوت کفر و ارتداد نمیشود و مدارِ ثبوت کفر بر حصول علم و عناد قلبی است. در پایان نیز به نقد برخی احتیاطات ظاهرگرایانه و ضرورت فهم عمیق حقایق دین پرداخته میشود.
کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد
توضیحات:
بحث ارتداد و احکام مترتب بر آن از جمله مسائل مهم و چالشبرانگیز در فقه اسلامی است که با مسئله آزادی تفکر نیز پیوند خورده است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی کیفیت تعابیر فقها درباره ارتداد و انکار ضروریات دین میپردازند. بحث از این نکته آغاز میشود که بسیاری از فتاوای فقهی درباره ارتداد مستند به روایات نیستند، بلکه برداشتهای اجتهادی خود فقها از مجموع روایات به شمار میروند. در ادامه، تفاوت میان انکارِ ناشی از شبهه یا اجتهاد و جحدِ مبتنی بر عناد و استکبار تبیین میشود. استاد با استناد به مبانی اصولی و فقهی توضیح میدهند که صرف انکار یک حکم یا مسئله، بدون احراز عناد باطنی و قصد انکار شریعت، موجب ثبوت کفر و ارتداد نمیشود و مدارِ ثبوت کفر بر حصول علم و عناد قلبی است. در پایان نیز به نقد برخی احتیاطات ظاهرگرایانه و ضرورت فهم عمیق حقایق دین پرداخته میشود.
کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد
5استاد: بله، لذا عرض خواهیم کرد که باید اختبار شود و امتحان شود. فعلاً در مقام ثبوت صحبت میکنیم نه اثبات ارتداد. اثبات ارتداد، مربوط به محکمه است. در مقام ثبوت ارتداد صحبت میکنیم که بتوانیم قبل از رجوع به محکمه، حکم به کفر این شخص فی نفسِ الأمر و فی عالمِ الواقع کنیم. این ثبوت ارتداد به چه مسئله و مطلبی حاصل میشود؟ آیا صرفاً با انکار یک مسئله ولو اینکه این مسئله ضروری باشد، ارتداد ثابت است یا نه؟ چهبسا اینکه واقعاً این فرد فینفسه اعتقاد به این ندارد، اعتقاد به اسلام دارد، اعتقاد به پیغمبر دارد اما میگوید: لَعلَّ فی طولِ الزمان، مِن زَمَن النَّبی إلی زمانِنا هذا، این مسئله تَبَدَّلَت و تَغَّیرت و الآن بأیدینا لَیسَ ما أنزل الله، ممکن است معتقد به این باشد، این چه تقصیری دارد؟! خود ما هم همینطور، لعلّ اینکه در بسیاری از مسائل معتقد به این باشیم که بسیاری از این مسائل [به صورت دیگری است.] اینهمه فقهاء در مسائل مجمعٌعلیها نقاش کردهاند؛ بهخصوص در مسائل مجمعٌعلیهای بعد از زمان شیخ طوسی ـ رحمة الله علیه ـ که میگویند: «مرجع اکثر یا تمام مسائل مجمعٌعلیها و فتاوای مجمعٌعلیها فتوای شیخ طوسی است.»
تلقی شدن احکام و فتاوای شیخ طوسی بهعنوان یک اصول مفروض و مفروغٌعنها
چون بهجهت عظمت مقام علمی او، شاگردان و تلامذۀ او جرئت تجری بر شیخ را نداشتهاند لذا احکام و فتاوای شیخ طوسی بهعنوان یک اصول مفروض و مفروغٌعنها تلقی میشد و اجماعاتی که بعد از شیخ طوسی ادعا شدهاند، در واقع فتاوای شیخ طوسی هستند که اینها بهعنوان اجماع ذکر کردهاند. لذا اگر شخصی بر خلاف اجماع حرفی بزند مثلاً بگوید که شیخ طوسی بیجهت این فتوا را داده است، به او نمیگویند که انکار ضروری از ضروریات را کردهای.
کلام مرحوم آقای بروجردی دربارۀ مانع نشدن عظمت و بزرگواری علماء از تأمل در کلام آنها
مرحوم آقای بروجردی ـ رحمة الله علیه ـ بارها میفرمودند: «عظمت و بزرگواری علماء مانع از تأمل و تفکر و مطالعۀ طلاب نشود!» حالا علماء بزرگوار هستند، عظمت دارند، داشته باشند، ممکن است اشتباه فهمیده باشند، این که مسئلهای نیست! مطلبی در اینجا نیست!
