جلسه ۶
3سؤال: با این بیانی که فرمودید در مورد اجمال کتاب پس ما برای درس خواندن هم که خود به خود یک سری اشکالاتی از جهت سندش، از جهت بیانش، از جهت نقل راوی و هزارن اشکالی که حضرتعالی هم خیلی از آنها را قبول ندارید طبق ممشای قوم، دست ما نسبت به احکام غیر از مسائل سلوک، بسته است دیگر.
جواب: واقعیتش را بخواهید غیر از ضروریات، غیر از ضروریات خب بله، واقعیتش این است.
سؤال: یعنی حضرتعالی انسدادی هست؟
جواب: واقعیتش این است که ضروریات است که...، غیر ضروریات که...، و غیر از آن هم ما مکلف به همین ظواهر هستیم دیگر.
سؤال: خب این چه جوری جمع میشود؟ این یک مسأله ای است که برای خود بنده هم مطرح است، حالا شاید خودمان هم برای مردم بخواهیم مطرح کنیم، خودش اشکال ایجاد میکند، ظاهراً از حضرت آقا این نقل است که انسان در فتوی باید از جانب حق، از سّر اللَه باید اخذ کند، آن روایتی که در مصباح الشریعه هست. و از یک طرف هم میفرمایید که ما محکوم به ظواهر هستیم، بعد هم روایاتی هم داریم که للمخطیء اجرٌ و للمصیب اجران و یا سیرۀ ائمۀ اطهار برای توجیه کردن افراد برای مقام افتاء، این دو تا چگونه جمع می شود؟
جواب: در این مسأله، یک مسأله اجتهاد است، یک مسأله افتاء است. در مقام إفتاء اینکه شما میفرمایید صحیح است. یعنی مجتهدی که خودش را در معرض إفتاء قرار میدهد، این مجتهد باید مصداق برای روایت مصباح الشریعه باشد و این لا شکّ و لا شبهة فیه. ولی مجتهد یک وقتی نه، خودش را در مقام إفتاء قرار نمیدهد، واقعاً مجتهد طبق ادّلهای که استنباط میکند و عقل در اینجا حجّیت دارد و ملاکات برای آن جزم خودش را، آن ملاکات را همین ملاکاتی است که میبیند، خب این برای خودش حجّت است، امّا اگر بخواهد این را برای دیگران بیان کند، یعنی در واقع مسئول برای دین دیگران بشود، مسئول برای رَقَبۀ دیگران بشود این یک مسألۀ بالاتر از این را میطلبد.

